امروز به طور سرخوشانه‌اي‌غمگینم. انقدر که سری به آرشیوم زدم.کامنت‌های قدیمی را خواندم. از آدمهای آشنا و غریبه. از آشناهای پیشین. دلم تنگ‌تر شد. برای نوشتن. برای سرخوشی. برای رویاهای کوچک و بزرگ رنگی. برای مشکلات شخصی. برای روزهای معمولی زندگی ، همان روزهایی که دلواپسی‌ها و نگرانی‌ها اندازه قد خودمان بود.‏