« | Main | شنبه،پر »

امروز صبح نسبتا زود شروع شد برام. تا ظهرش هم خوب پیش رفت. بعدش یک کار غیر درسی پیش اومد که دو سه ساعتی وقت گرفت. بعدش دوباره یکی دو ساعت درس خوندم. عصری قرار یوگا داشتم. داشتم فکر می‌کردم از یوگا که برگشتم لباسها رو بشورم، اگه پا داد اتو کنم (لازم به ذکره که همون لباسهای‌ست که از هفته قبل اشاره کردم!) یک جارو خونه رو بکنم که از وضعیت فلاکت بیاد بیرون، حموم هم برم، درس هم بخونم. حالا بعد از یک ساعت و نیم جفتک انداختن در هوای پنجاه درجه، درب و داغون و آویزون اومدم نشستم اینجا و حتما متوجه شدین که کلا خودم رو مسخره کردم. دارم حساب می‌کنم که آیا حموم برم یا نه! بدبختی فردا ساعت نه صبح باید سرجلسه امتحان برای مراقبت حضور بهم رسانم!‏

Comments

من هر چي فكر مي كنم ببينم الان تو اين فصل كدوم قاره در كدوم قسمت مي تونه دماي 50 درجه بالا ي صفر يا پايين صفر داشته باشه به جزاير فيجي و البته به قطب جنوب رسيدم.. شما كه احيانا اونجا زندگي نمي كني؟ اگه ممكنه از خودت به من اطلاعاتي بدي.. چون من مدتيه كه شما رو پيگيري مي كنم و جالبه برام كه بدونم.. چاكريم
--------------------------------
سعیده خانوم :) من تو فضای باز که یوگا نمی کنم. مدلش اینه که دمای اتاق رو می برن بالا.حالا نه پنجاه اما زیاد : دی

حالت مشابهش اینه که من هم فردا کلاس دارم و تصمیم گرفته بودم از این هفته دیگه درس بخونم. بعد امروز صبح که رفته بودم باشگاه، برگشتم لاست دیدم و خوابیدم تا نیم ساعت پیش و الانم که اینجا هستم!!
کلا آدم های موفق هم لابد یک کسایی هستن مثل ما خب...دیگه شاخ و دم که ندارن...:D

:))
منم دیروز صبح تو گودر آرشیو رو تقریبن تا دوسال رفتم پایین که ببینم اونجا کجاست ال جغرافیایی.
با این سیر مکاشفات:
50 درجه بالای صفر مردمش هم پا برهنه : هند؟
سرما، زبان فرانسوی : فرانسه؟
راکون و سنجاب : ونکوور؟
نگو جوابشو :ی

-------------------
نگم؟ : دی
ترکیب کن دو و سه رو : دی

Quebec :دی

----------------
نزدیک شدی : دی