« | Main | »

شرحیات

"
گل گلی خوب وبلاگ یعنی همین دیگه. که تو بیای هر روز بنویسی و ما بدونیم تو اونجا چکار می کنی. اینا خیلی بهتر از بحث های جدیه ها"

فروغ، جونم برات بگه که مشکل دقیقا همینه. تمام ترس من اینه که بیام بنویسم از هرروز که خودم و شما ببینی که هیچ کاری نمی‌کنم. تریپ ترس از تصویر خودم در آیینه است. نمی‌دونی که. هی امروزم رو با چهارسال پیش، پنج سال پیش، شش سال پیش مقایسه می‌کنم می‌گم آخه چرا همچین شد؟ قرارمون که این نبود خوب! کلی رویا داشتم واسه خودم.
بحث جدی رو هم که بی‌خیال. این بی‌ناموسیها به من نمی‌چسبه. نه حرفی، نه حدیثی، نه فکری، نه کتابی ....هیج ، البته معادله جواب می‌ده : ورودی صفر و خروجی صفر. کلا زندگی خلاصه شده تو صندلی پشت میز خونه، صندلی تو دفتر، صندلی طبقه سبز، صندلی کافه سرکوچه، بازار سر دو‌تا کوچه پایین تر و جاده‌کناره قبرستون!
به اضافه یک مشت مقاله و کتاب که هی آب تو خاک رو اندازه می‌گیرن از بالا و پایین که حالا آب انقدر شد خاک می‌ریزه یا نه!
حالا فقط شانسی که آوردم جدی نبودن زندگیمه.هنوزفاصله دارم تا اون مرحله جدی کار کردن و زندگی ساختن و دنبال این قسط و اون وام و این فلان دویدن و ختم کردن روز به آبجو خوردن و پاک کردن ساعتها از فکر کردن به بدبختها و به شوخی‌های لوس و خنک و مسخره اینا خندیدن و محدودشدن تعطیلات به یک جایی لب دریا با هوای آفتابی که باز آبجو بخورم و لب ساحل دراز بکشم و خستگی در کنم.

پ .ن : به لطف سوسن خانوم، گل گلی که صدام می‌کنی یاد شلوار کشی هم می‌افتم : دی

Comments

گل‌گلي، خوب تو گلي‌گلي خودمي:)
من آدما رو طوري صدا مي‌كنم كه مي‌يان تو ذهنم.
بعدشمحالا خيال كردي بقيه دارن بمب اتم هوا مي‌كنن؟ همه همينيم. حالا بعضي يه كم خالي هم كنارش برات مي‌بندن، تو باورت مي‌شه فكر مي‌كني حيف كه بي‌ناموس نيستي! ولي من واقعن فكر مي‌كنم وبلاگ يعني همين. اصلن قرارمون توي دلمون همين بود كه شماها وقتي رفتيم لااقل هر روز بنويسين چجوري آب رو تو خاك اندازه مي‌گيرين:)

Life is maybe what you are doing now Goli, simple as it is without any pretension , without need to be a center of attraction! Any time that I read your post, I imagine myself far from city, somewhere in country side with picturesque view. A simple living like
http://en.wikipedia.org/wiki/Simple_living