« | Main | »

اینجا ، روی همین صفحه های قبلا قرمز و حالا صورتی ، از من - خودم - خانوم میم - آن دیگری حرف زیاد زده ام. امروز ولی نمی دانم کدامشان واقعی است ، کدامشان خیالی . فقط می دانم آنکه خوشحالم نمی کند دارد هی پررنگ و پررنگ تر می شود.
روزگار غریبی است . گمانم این بود که گذر زمان مرز بین خیال و واقعیت ، آنچه بودم و آنچه می خواستم را پررنگ تر می کند و همه چیز واضح تر می شود و من مطمئن تر. حالا وقتی به روزگارم نگاه می کنم خنده ام می گیرد. مرزها محوتر شدند و انقدر خیال و واقعیت در هم تنیده که دیگر نمی دانم چه می خواهم .
از بیرون که نگاه می کنم انگار همه چیز روی وال است. یک مقطعی تمام شد و مقطع دیگر شروع شد. برای چند سال دیگر و من مثل خوابزده ها توی مسیرهایی که باز شده قدم می زنم و همه حواسم درگیر روزهاست و کارهایی که باید بکنم. نه از سر علاقه فقط چون قرار است که انجامشان بدهم. من در روزهای زندگی گیر کرده ام. نه در روزمرگی خوشایند چه بخرم ، چه بپزم ، چه بپوشم ؛ در آن قسمت نفس گیر و طاقت فرسای استرس کارهای مانده و عذاب وجدان انجام دادن کامل کارها حتی علی رغم میل باطنی گیر افتاده ام و این برای منی که توانایی مهار استرس را ندارم و همه زندگیم را به باد می دهم که مثلا هفته آینده چطور فلان کار را انجام بدهم یعنی مرگ.
منی که لحظات خوشایندم گوش دادن به صدای درون و لمس کردن احساسم بود - حالا چه خوب و چه بد - منی که خوشحالی واقعی و غم درونیم را حس می کردم و از حال خودم باخبر بودم حالا دیگر این توانایی را ندارم.
من آدم آهنی شده ام که شبها کیفم را مرتب می کنم و صبح ها راه می افتم سمت زندگی که دارم تا عصر. بعد می آیم خانه ، چراغها را روشن می کنم ، تلویزیون را هم و خبرها را می خوانم و شام می خورم و کتابها را ورق می زنم و روی در یخچال که برنامه ماهانه ام را زده ام ، را نگاه می کنم و امروز را خط می زنم. من اینطور شده ام و دیگر خبری از خنده و شوخی و کتابی که بخوانم و شمعی که روشن کنم و سکوتی که دوست داشته باشم و فیلمی که ببینم نیست. .
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود ، گمش کردم یا زیر همه بارها لهش کردم ؟ می دانم که نمرده است . گاهی که تعلق خاطرم تحریک می شود با دوستی ، حرفی ، خاطره ای وجودش را حس می کنم و ردش توی چشمهایم باقی می ماند. نمی دانم از کی اینقدر دور شدم.

Comments

صل علي محمد

مي دوني سفر اين بارت زيادي طولاني بود غلظت نوستالوژي بالا و پايين شده.خيلي خوشحالم كه مي نويسي دوباره

I would say that I am almost happy to see you here again!
You are the same Maryamgoli, noting really change.
"Develop an attitude of gratitude, and give thanks for everything that happens to you, knowing that every step forward is a step toward achieving something bigger and better than your current situation."
BTW, this is just for you

سلام

چرا نه در پی عزم دیار خود باشم
چرا نه خاک سر کوی یار خود باشم
غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم
به شهر خود روم و شهریار خود باشم

سلام عزیزم
وبلاگت جالب بود
من اسم مریم گلی رو خیلی دوست دارم چون دوستام منو اینجوری صدا میزنن
من خبرنگارم . خوشحال میشم که برای من هم مطالب قشنگ و زیبا و خبرهای مهیج بفرستی
ازت دعوت میکنم از وبلاگم دیدن کنی
نظر یادت نره هااااااااااااااا

TEKRARI VA MALAL AVARE IN NEVESHTEHAT

TEKRARI VA MALAL AVARE IN NEVESHTEHAT

روزگار غریبیست...
ولی درست که نگاه میکنم:
این ماییم که غریبتر از روزگار عجیبیم...

تکراری و چندش آور می نويسی پير دختر

سلام امروز به وبلاگ شما سر زدم وبلاگ بسیار جالبی دارید در ضمن اگرمایل باشیدلینک شماراهم در سایت Soroshcom قراربدم.شما هم در صورت تمایل می تونین وبلاگ من را به اسم Soroshcom لینک کنید.
با تشکر

"خودم" در گوشه ای ایستاده و نگاهم می کند. چقدر "خودم" دلش می خواهد بغلش کنم، نوازشش کنم، ببوسمش، ببویمش. چقدر "خودم" مرا می خواهد.

مریم عزیزم.
من اتفاقی به سایتت اومدم. دلیلش گشتن بدنبال یه سوال بود.
این سوالمه: چه کاری باید انجام بدیم که زندگی همیشه برامون تازه باشه ؟
این سوال رو شخصی برام مطرح کرده که میخوام زندگیمو باهاش بسازم.
خیی هم برام جالب بود که آخرین مطلبی که تو نوشتی همون "دچار روزمرگی" شدنه.
خیلی خوشحال میشم که بهم از تجربیاتت بگی..
شاید اینطوری خودت هم دلیل دور شدنت رو متوجه بشی
من منتظرتم توی وبلاگم
موفق و خوشبخت باشی همیشه
راستی. اگر میشه نظرم رو خصوصی کن.

نگران نباش.
این موقعیت موقتیه. دوباره خودت رو پیدا خواهی کرد با یک عالمه چیزهای جدید که اکنون در حال فراگیریش هستی

نگران نباش.
این موقعیت موقتیه. دوباره خودت رو پیدا خواهی کرد با یک عالمه چیزهای جدید که اکنون در حال فراگیریش هستی

SOLITUDE

Laugh, and the world laughs with you;
Weep, and you weep alone;
For the sad old earth must borrow its mirth,
But has trouble enough of its own.

Sing, and the hills will answer;
Sigh, it is lost on the air;
The echoes bound to a joyful sound,
But shrink from voicing care.

Rejoice, and men will seek you;
Grieve, and they turn and go;
They want full measure of all your pleasure,
But they do not need your woe.

Be glad, and your friends are many;
Be sad, and you lose them all;
There are none to decline your nectar'd wine,
But alone you must drink life's gall.

Feast, and your halls are crowded;
Fast, and the world goes by.
Succeed and give, and it helps you live,
But no man can help you die.

There is room in the halls of pleasure
For a large and lordly train,
But one by one we must all file on
Through the narrow aisles of pain.

"By: Ella Wheeler Wilcox"

سلام.خیلی وقت بود که اینجا نیومده بودم.خیلی از لوگوی بالای صفحه خوشم اومد. اما روزمرگی دردی است که همه دچارش می شویم.چاره اش را هم خودمان باید پیدا کنیم.موفق باشی

سلام
خوب یادم هست چند وقت پیش هم به بلاگ شما سر زدم . یادم نیست اما کسی به من گفت از دلمشغولی های بعد از اعتیادتان نوشته اید . آیا در آرشیو میتوانم پیدایش کنم ؟

ممنون

میس شانزه لیزه

حکایت خیلی هاست

با درود


قلم توانائی دارید و چقدر صمیمی می نویسید شاد و سربلند باشید.

با درود


قلم توانائی دارید و چقدر صمیمی می نویسید شاد و سربلند باشید.


هفته نامه دليران تنگستان
در گستره استان بوشهر
پذيراي اخبار ، مطالب ، آثار و عکس هاي شماست
www.delt.ir
Deliran_Weekly@Yahoo.com

se maaho 2 rooz ....
baraye poste baadi bayad bishtar sabr kard AYAA ?

وب جالب و پرمحتوايي داريد از روستايي بکر و دور افتاده براي شما در هر کجاي اين کره خاکي که هستيد آرزوي بهروزي و موفقيت دارم.
ارادتمند شما قاسمي از روستاي خان آباد

www.khanabadd.com

دقيقاً عين من

اینجا آنجا ندارد.
همه جا رو به غربت است!
وقتی گمشده ها گم بمانند ، وقتی پرنده ها بی پرواز ، وقتی دست دعایی نیست.
وقتی آهن است و دود ..
ردش توی چشمها لحظه ایست.
ما یا رد می گذاریم یا رد می بینیم یا رد میشویم!
گیر گیر گیر ، همه جا یک جایش گیر است!
یکی نیست پیامی بدهد!
یکی نیست شرابی بدهد
یکی نیست آخر ...
شاید هم نه ، نه حتمن نه ..
کس نخوارد پشت من جز نا خ ن . .

سلام لطفا پروفایلت رو فعال کن
خوب بود
زنده باشی و سعادتمند

لبخند گم شده دختر جان نه مريم گلي :)
اپيدمي شده انگار. آنفلوآنزاي قحطي لبخند كه مي‌گن همينه؟