« | Main | »

این روزها به بعضی آدمها فکر می کنم. به بعصی ها که از یک مرحله به مرحله دیگر رفته اند اما ذهنشان قدرت تحلیل مسیر رفته را ندارد انگار. مثلا به آنهایی که از یک محیط بسته و تک صدایی رفته اند به یک جامعه چند صدایی و فکر می کنند راستی راستی تبدیل شدن یک صدا به چند صدا در همین حد است که بروی بلیط هواپیما بخری و جایت را عوض کنی.
همین آدمها مرا یاد آنهایی می اندازد که فیلم یا به قول خودشان م ا ه و ا ره نگاه می کنند و فکر می کنند زندگیشان باید مثل فلان هنریشه توی فیلم باشد.یعنی فکر می کنند چون یک چیزی دیده اند و شنیده اند و به قول خودشان فهمیده اند باید اجرا شود. ظرف کریستال باید توی بوفه باشه و غذا ساز توی آشپزخانه حتی اگر شب سر گشنه به زمین گذاشته شود. حالا تو فرض کن جای ظرف کریستال و غذا ساز ، انتظار از یک نفر برای پاسخگویی به تمام اتفاقات رخ داده در سی سال گذشته باشد آنهم در حالی که مردم جلوی اداره پست کیلومتر ها صف می بندند تا جواب نامه شان و پول توی پاکت را بگیرند.
چند صباحی دست بردارید. به همان کاسه بشقاب ملامین و چینی گل سرخی بسنده کنید تا بقیه شکم سیر به خواب بروند. بعدش دنبال تجملات بروید.

Comments

salam.cheshme ma roshan.be rooz shodid

جوري شده كه ديگه انگار مردم ما مشكل ندارن و فقط همين تجملات و ... مونده !!

واقعا باعث شرمندگي .. !

با من دوست ميشي مريم گلي بانو !!؟

این جماعت تازه به دوران رسیده هدفون بگوشند.صدا ی شما به گوششان نمی رسه!!!

عجایب زندگی مدرن

آنم آرزوست...

chini gole sorkhi ham oon moghe mod bod .

چرا نيسيتي ؟!!

حيفه .. !