« | Main | »

شاید دارم دوباره به خط بر می گردم. شاید هم فکر می کنم که رفت و برگشتی وجود دارد. این روزها دلم بیشتر برای خودم تنگ می شود. کدام خود؟ برای خود ذهنی آرامم. همانی که در بند تعلقات خاطر است. همانی که نیروی محرکه زندگیش عشق است. دلم برای همان تنگ می شود. همانی که مکانها و زمانها و آدمها با میزان تعلق خاطر برایش معنا می شوند.
من آدم گذشته و آینده ام. نوستالژی های شیرین گذشته و رویاهای شیرین و کودکانه آینده. حالم را هم عشق برایم می سازد. من از گذشته به آینده وصل شده ام ، روی خط گاهی پهن و گاهی باریک احساسات.
من به یک بعداز ظهر پاییزی ، یک آب پرتقال در طبقه دوم یک شیرینی فروشی ، پتوی چهار خانه بنفش ، دستوشته های خطاب به من ، ماگ زرد، پیاده روی های طولانی ، قهوه های وسط راه ، خنده های زیرزیرکی ، خوابیدن های تا لنگ ظهر ، داستانهای آدمها ، نوازش کردن پوستهای لطیف و چیزهای دیگر دلبستگی دارم. من شیرینی رویاهایم را هر شب زیر دهان مزه مزه می کنم و با فکرشان به خواب می روم. من رویاهایم را با این عشق صبح می کنم که روزی دلبستگیم شوند .
آنچه مرا جلو می راند ، به من انگیزه می دهد و تحمل همه چیز را برایم آسان می کند عشق است. عاشق که نباشم ، عشق که نباشد هر چیز کوچکی برایم کوه می شود. عشق که می گویم یعنی سیال و جاری که همه زندگیم را بگیرد. آدم بهتری می شوم. خوش اخلاق تر ، چشمها هم برق می زند ، محکم می شوم ، همه برای خودم هم برای دیگران.
عشق که نباشد ، دلبستگی ها غمگینم می کند و رویاهایم رنگ خاکستری می گیرند و روزهایم خالی می شوند و من انسان کوچکی می شوم که اخلاق ندارد ، چشمهایش کدر است و زود خم می شود ، در برابر هر تلنگری

Comments

و اینها یعنی که لوبیا ظاهراً مدتهاست که عشق رو گم کرده! راستی اصلا چه جوری بود؟

... وي خط گاهي پهن و گاهي باريك احساسات...
راه رفتن روي خط باريك خيلي سخت است
دل دريايي ميخواد...

دلبستگیهات رو خوندم اخرش فهمیدم به یه چیز مشترک دلبسته ایم.

eshgh kalame nist ke ashegh shodan harfi shavad

Lovely!

اگر میخواهی هنرمندان را ببینی از دور ببین ، دلنشین ترند.

سلام
با یادداشتی بر کتاب "مثل ماه شب چهارده "به روزم
ضمنا با اجازه لینک تان کردم

سلام
فکر میکنم عشق یعنی ب کمپلکس زندگی....توی این دوره زمونه روزگار خر عشقو بد جوری گرفته و زمونه نمیذاره عشق دوووم بیاره...همه میگن به گذشته فکر نکن...به آینده ی بهتر فکر کن...اما وقتی...روزی کسی اومد و دل منو دزدید.....چطور به گذشته و نوستالژیا فکر نک نم.