" /> مریم گلی: December 2008 Archives

« November 2008 | Main | January 2009 »

December 25, 2008

با چند روز تاخیر البته! عطا و کتی بازی یلدا را گفته اند که چه خبر
کماکان مشغول درس خواندنم. تا سه چهار ماه دیگر باید تمام بشود قاعدتا. اینکه بعدش می خواهم چکار بکنم هنوز معلوم نیست. به گمانم از طریقه حذفی به دکترا خواندن روی بیاورم!

دو قطبی شده ام به گمانم. فاصله از حال خوب به حال بدم کسری از ثانیه می شود. البته که بیشتر وقتها در همان حال بد می مانم

در تمام عمرم هیچ وقت انقدر بی انگیزه ، بی حوصله ، تلخ و نا امید نبوده ام. می توانم بگویم ایزوله شده ام. ساکت تر شده ام. ذهنم به هم ریخته تر است. بهانه های کوچک شادمانی را هم بی خیال شده ام. تقریبا هیچ کار خاصی نمی کنم.

آن قسمت از احساساتم که از ته دل بر می آید همه منفی است. قسمت های شاد و مثبت یا نیست یا اگر هست آنچنان روی سطح است که خودم هم حس اش نمی کنم!
بندهای بعدی را هم اگر بخواهم اضافه کنم همه اش منفی است پس همینجا درز می گیرم.

در کل از پارسال به امسال از نظر روحی و روحیه ای و درونی سیر نزولی داشته ام. آنقدر پایین رفتم که دیگر حوصله زندگی کردن را هم نداشتم. حالا خستگی اش به تنم مانده. از بقیه قسمتهای زندگی هم اگر بخواهم بگویم ، تقریبا هیچ کاری نکرده ام. وقتم بین دانشگاه و خانه تقسیم شده و با همان سیستم گشادی خودم پیش رفته ام. کلافه گی و بی حوصله گی و تمایل به سکوت هم چند برابر شده.

همین ها دیگر. خبر خاص دیگری نیست.