« | Main | »

روی صندلی نشسته ام. دسته های ساک را محکم فشار می دهم. انقدر که ناخنم توی گوشت می رود. زیر چشمی زن را نگاه می کنم. صدایم می زند. خودم را می زنم به نشنیدن. دوباره صدایم می زند که ایستگاه بعدی پیاده شوم. نگاهش می کنم. گردنم را کج می کنم. که یعنی نمی شود نه؟ سر تکان می دهد. بی لبخند. کاری از دستش ساخته نیست. بلیطم دیگر جا ندارد. لبخند می زنم. تکانی به خودم می دهم که یعنی دلت برایم بسوزد. سرش را تکانی می دهد. که خودت را خسته نکن.
از پشت شانه های زن مرد را می بینم. گردنم را کج تر می کنم که تو نجاتم بده. شانه می انداز بالا و رد نگاهش به زن می رسد. که یعنی مشکلت را با زن حل کن. من کاری نمی توانم بکنم.
همیشه همینطو می شود. وقتی به خودم می آیم که من مانده ام و زن و دارم به ایستگاه آخر نزدیک می شوم. از دست مرد هم کاری ساخته نیست. من باید مشکلم را با زن حل کنم. قطار که می ایستد، زن چنگ می زند زیر بازویم. دسته ساک را چنگ می زنم. حالا قطار رفته. من روی سکو نشسته ام. دراز می کشم. کلاهم را می گذارم زیر سرم. حضور زن را کنارم احساس می کنم. نادیده اش می گیرم. چشمهایم را می بندم و به روزهای رویایی سوار بر قطار فکر می کنم.

Comments

aval

امروز من به خو ندن يه جاهايي از آرشيو اينجا گذشت.
نوشته هايتان را دوست دارم

سلام داستان واره هات را نگاه كردم تا سر فرصت با دقت بيشتري بخوانم و تو هم بيايي و سياه هاي مرا خط بزني

حس من می گفت آخر قصه دو زن تبدیل به یک زن می شوند. کسی که تحت اختیار فرمانی از درون است. درونی که به دو تکه شقه شده.

http://i34.tinypic.com/30sh8ir.jpg مريم گليها تقديم به تو

واژه به واژه دنبال کردم.
به گمان قطار نخواهد ایستاد!!

در این برگریزان یک شاخه گل تقدیم تو باد.

ghataare badi hanuz nareside??1

با سلام ؛

نام وبلاگ شما در میان وبلاگ های ثبت شده در نظرسنجی بانوان برتر وبلاگستان درج شده است .
بدینوسیله از شما دعوت می شود تا در مراسم تقدیر از وبلاگ نویسان برتر زن نظر سنجی پرشین وبلاگ که با حضور جمع کثیری از وبلاگ نویسان برگزار می شود شرکت نمایید .شایان ذکر است در این مراسم از 100 وبلاگ برتر تقدیر و به 25 وبلاگ اول جایزه اعطا می شود .
جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبلاگ دبیرخانه جشن مراجعه فرمایید .

با تشکر