« | Main | »

دوم

مرغ دريايی ،‌‌بالاتر از آخرين طبقه ساختمان مصلوب شده است. بالهايش را جمع می کند. يعنی تلاش می کند که جمع کند. سرش را کمی خم می کند. بدنش را به جلو می کشد. باد باز می زند به تنش و دوباره مصلوب می شود.
دوباره بالهایش را جمع می کند. سرش را می آورد پایین. این بار اما چرخی می دهد به تنش. راهش را کج می کند و سمت دیگر پرواز می کند. دیگر مرغهای دریایی هم انگیزه مصلوب شدن ندارند.
سرها خم شده ،بالها نیمه باز و بدنها آماده چرخش. این روزها ، دور، دور بادهای موافق است. تا کدام طرف بوزد

Comments

نمي شناسمت به چهره و به نام!
ولي طنين رنج هاي تو هميشه در من است ..
نمي شناسي ام به چهره و به نام!
ولي کتاب زندگاني ات گشوده بر من است.
سخن پلي ست ميان ما دو آشناي نا شناس پلي ز درد...
پلي ز مهر....
پلي ز القا ....

مریم جان من یک ایمیل برات فرستادم برای اینکه وقتی به من بدی برای مصاحبه. دریافت نکردی؟

دیشب همه اش داشتم خواب این وبلاگ رو میدیدم ..عجیبه!!!