« | Main | »

بهار، بهار چه اسم آشنايي!
صدات مياد اما خودت كجايی؟
وا بكنيم پنجره‌ها رُ يا نه؟
تازه كنيم خاطره‌ها رُ يا نه؟

حالا دیگر از عید و بهاریه و بوی بهار و این چیزها دیگر گذشته. گرچه امسال طولانیترین زمستان عمرم را دارم می بینم. هنوز هم تمام نشده. هنوز هیچ بویی از بهار نمی آید. هنوز هم صبح باید خودمان را بپوشانیم که سگ لرز نزنیم.
حال و هوای عید نداشتم. امسال دلتنگیم برای خانه ام بیشتر شده بود. برای حال و هوایم قبل عید و شمال رفتن. امسال اولین عید مستقلیم بود. اولین سال که در خانه شخصی! عید داشتم و برای خودم هفت سین چیدم. تا چند ساعت قبل عید همه چیز مثل همیشه بود. خرید که کردم و آمدم خانه. افتادم به جان خانه (خانه تکانی قبلا کرده بودم. دست کشیدن آخر مانده بود.) هفت سین را که چیدم و غذا هم که درست کردم تازه یک کمی بوی بهار که نه , بوی تمیزی و نویی توی خانه پیچید. تا وقتی که مهمانها آمدند. حرف زدیم و خوردیم و خندیدیم و تبریک گفتیم و نشستیم پای هفت سین و بعد هم گرفتیم خوابیدیم و ریز ریز خندیدیم و من یاد سالهای نه چندان دور افتادم که شب پیش دوستهایم می خوابیدم و تا صبح کر کر خنده بود. کله سحر از خواب بیدار شدیم و صبحانه خوردیم و روز اول سال نویمان آغاز شد.

حياطِ ما يه غربيل
باغچه‌ی ما يه گلدون
خونه‌ی ما هميشه
منتظر ِ يه مهمون
راستش را بخواهید کمی بهار امده است اینجا. حالا روزها که از خواب بیدار می شوم و از پنجره تپه رو به روی خانه را نگاه می کنم ، رد پای سنجابها را می بینم. گاهی وقتها خودشان هم بالا و پایینی می پرند و می دوند. دلم برایشان تنگ شده. برای سنجاب خانه برادرم که می آید پشت پنجره و می نشیند تا خوراکیش را بگیرد.

بهار بهار يه مهمون قديمی
يه آشنای ساده و صميمی
يه آشنا كه مثل قصه‌ها بود
خواب و خيال ِهمه بچه‌ها بود

یکسال دیگر هم تمام شد. یکسال دیگر از زندگی گذشت. امسال روزهای بیشتری را لذت بردم و سعی کردم کمتر به خودم ، بدنم ، روحم ، قشار وارد کنم. نمی دانم چقدر موفق شدم در کم کردن از فشار. امسال ، سال سخت تری پیش رو دارم. شاید سرنوشت ساز تر. باید بیشتر به خودم برسم. هنوز گرههایی زیاد هست که باید باز شود و بار فرهنگی سنگینی که باید زمین گذاشته شود.
بهار اومد برفا رُ نقطه چين كرد
خنده به دلمردگي زمين كرد
چقدر دلم فصل بهارُ دوس داشت
وا شدنِ پنجره هارُ دوس داشت
بهار اومد پنجره هارُ وا كرد
منو با حسی ديگه آشنا كرد

اینجا بشنوید

Comments

بهار، بهار چه اسم آشنايي
صدات مياد اما خودت كجايی
..........

عیدمبارک

ishallah vase manam az asemoon avazeh barf yek dooneh mr right biofteh payin ba yek jobeh khoob
lol

سلام
اتفاقات کم جمعیت ترین مدرسه دنیا حتما برایتان جذاب خواهد بود...!

مریم جان امیدوارم که سال خیلی خوبی در پیش رو داشته باشی. سالی سرشار از انرژی‌های مثبت

سلام. سال نو مبارك. اميدوارم امسال از اين حال و هوا خارج بشي. مي دونم كه اين حال و هوا مشتري هايي داره. زن تنها مغموم حسرت كشيده و به نوعي شكست خورده ايراني... اما برات آرزوي يه اتفاق جديد و غير منتظره رو دارم كه دلت گرم بشه و نوشته هات سرشار....

سلام مريم گل
خوبين شما؟
سال نو مبارك
توصيف روز عيدتون خيلي ملموس ولطيف بود
موفق باشين

وقتی اولین بار این ترانه رو با صدای ناصر عبداللهی گوش کردم از حزن نهفته اش خیلی خوشم اومد درست تداعی حالت بغض آلود من بود موقع عید و سال تحویل و وقتی سال نو رو با این حس شروع کنی تکلیف بقیه اش معلومه!

Salam, eide shoma 1000 ta mobarak. Faghat hamin

سلام عليكم

من اين ناصر عبداللهي رو دوست داشتم, بهار رو نه.
سال نو مبارك

سلام عليكم

من اين ناصر عبداللهي رو دوست داشتم, بهار رو نه.
سال نو مبارك

سلام مریم عزیز. سال نو مبارک. امیدوارم خوش و خرم و سلامت برایت بگذرد.