« | Main | »

من هیچ رقمه توی چارچوب آدمهای سخت کوش جا نمی گیرم. با خودم که روراست هستم حداقل. من آدم کار زیاد و هدفمند و اینها نیستم. زندگیم باری به هر جهت است.
یا بهتر بگویم هر چه پیش آید خوش آید. امروز امتحانم را گند زدم. امتحان سختی نبود. فقط یک کسی مثل من می توانست از این اشتباهات احمقانه بکند که همه چیز را خراب می کند. عصبانی بودم از دست خودم.
به زمین و زمان بد و بیراه می گفتم و به خودم هم همینطور.
پیاده از داشنگاه راه افتادم و آمدم خانه. هر چه هم سعی می کردم به امتحان خراب شده و سرزنش خودم فکر نکنم نشد که نشد.
همینطور که سلانه سلانه می امدم به طرف خانه یک دفعه خنده ام گرفت. از خودم. که برای این موضوع احمقانه دارم فکرم را مشغول می کنم.
یک کمی که باد خورد به کله ام و برگهای هنوز سبز درختها را که دیدم و سنجاب را که از وسط خیابان می دوید احساس کردم حالم بهتر شده.
یک لحظه غبطه خورم به آدمهایی که در مسیر زندگیشان همیشه شاد و خوش و خرم اند و هیچ چیزی ناراحتشان نمی کند و دائم به به و چه چهشان به هواست و قربان صدقه ها از در و دیوار می ریزد.
خیلی خوب است واقعا که آدم انقدر توان و ظرفیت بالا داشته باشد که هیج مشکلی در زندگیش پیش نیاید و جز خوبی و خوشی و نفس راحت چیزی نکشد.
نمی دانم شاید بعضی ها بنده های خاص خدا هستند. بعد فکر کردم منی که برای یک امتحان خراب کردن انقدر حال و روزم عوض می شود و اخلاقم به هم میریزد پس فردا اگر وارد یک زندگی بشوم با شوهر و بچه لابد هر روز حالم دگرگون است.
این روزها سخت درگیر سریال میوه ممنوعه شده ام.
چیزی که برایم جالب است این چرخش آرام و بی صدای خوشبختی ظاهری خانواده است. نمی خواهم بگویم که خوشبختی نیست یا کم است یا هر چی. اما همیشه ظاهر و باطن یکی نیست. ما همیشه ظاهرمان مال مردم است. که باید صاف و صوف و شاد و بدون خدشه باشد.
که مادر و خواهر و دخترخاله و زن پسر عمو به خوشان اجازه ندهند که چیزکی بگویند و در دهانشان بسته باشد.
حالا هم که شب است و دیروقت این پست را که دیدم خوشحال شدم. از اینکه خدا را شکر هنوز آدمهایی هستند که هیچ باد و طوفانی لبخند پهن صورتشان را جمع نمی کند و همیشه خدا راضی و شادند.
بخیل که نیستیم. کاش به ما هم یاد بدهند!

Comments

سلام مریم جان. باور کن آن آدمها هم به نوبه خودشان هزار تا مشکل دارند فقط بلدند چه طور آنها را کوچک ببینند و با هاشون بازی کنند.

سلام! جام جم پیشرفت کرده! اون جا هم "میوه ممنوعه " رو نشون می ده؟ من
عاشق مکالمه هاشونم. مثل دیالوگ های "صاحب دلان " من رو به وجد میاره.

----------------
جام جم که پیشرفت نکرده! من خودم همه رو دانلود می کنم!

من که این سریال را ندیده ام. ولی می دانم که آدم ها خیال می کنندباید بروند توی قالب خانواده سبز خوشحال تلویزیونی!! وگرنه بدبخت قلمداد می شوند.

راستش فکر نمی کنم که آدمیزاده ای باشد که مشکل نداشته باشد. فکر می کنم تفاوت آدم های زنده آنجاست که چگونه با این مشکلات برخورد می کنند. درگیرشان می شوند، خود مشکل می شوند، یا سرخوش زندگی می کنند، یا ...

من مدت زيادي هست كه بازوي راست رژيم يعني تلويزيون رژيم رو نگاه نميكنم چون سرتاسر برنامه هاش يا تبليغات مذهبي با اهداف سياسي هست يا تعريف و تمجيد از حكومت . در ماه رمضون هم كه تبليغات موزيانه مذهبيشون بيشتر ميشه. زهرشون رو در هر برنامه اي به روشي ميريزند . البته آگاهي كه بيشتر مردم خوشبختانه از اون برخوردارند پادزهري بر اين زهر هست.
در مورد بوق تبليغاتي و بازوي راست رژيم يعني صداسيما يا بهتره بگيم سياه سيما:
سازماني است بي دروپيكر* سازماني است حامي رهبر
هست بررأس آن يكي مزدور* كه بوَد اين رژيم را نوكر
سازماني است حامي خفقان*هست با ارتجاع ومرتجعان
هست با قشريان وخشك فكران*هست با اين رژيم هم پيمان
بت بسازد ز رهبران رژيم*بت بسازد زحاميان رژيم
هست تنها كاراو مدح رژيم*اين چو چارپا و رژيمش هست لگام
هرچه شادي، خوشي وآزاديست*هرچه راهي درآن به بيداريست
هرچه روشن كند تفكرتان*هرچه آرد من و تو را به ميان
آنچه سازد من و تو زين سه بَري: *از خمودي،فسردگي،سستي
هرچه مارا كند ز ذات رژيم*آشنا وشناخت دار و فهيم
هست دشمن اين صداسيما*ميكنداو ستيز باآنها
ميكند لوث اوحقايق را*تا كند سوءاستفاده او زآنها
تا كه انديشه را كنداو جزم*زين جهت او كمر ببسته زعزم
ليك تيرش همه به سنگ خوردست *چون حماقت درونمان مُردست
كي اثر كرده افعي ضحاك*بر دل و جان مردم اين خاك؟
(Hamid)

ايميلت رو هم ميخوني مريم خانم؟

...
تفاوت در برخورد با مشکلاته وگرنه همه یه جورایی مشکل دارن ... این که چطور بتونی باهاشون کنار بیای مهمه ... زندگی همینه ! مثل رد شدن سنجابی از عرض خیابون :)
خوش باشید ....

آره مریم جون خوش به حالشون .ما که بخیل نیستیم خدا خوشبخت ترشون کنه .کاشکی یه ذره از این خوش شانسیشون رو ما هم داشتیم.می دونی از کی تا حالا از ته دل نخندیدم ؟