« | Main | »

همیشه همینطور است. همان وقتی که داری تند تند راه می رودی و می دوی و کارهایت را می کنی و بع هزار ویک روزمره و غیره فکر می کنی , یک دفعه انگار چیزی می خورد به صورتت. می ایستی که من اینجا چکار می کنم. من اصلا دارم چه کار می کنم.
و همینطور غریبگی از کف پایت می دود زیر پوستت و می آید بالا. تا برسد بیخ گلو.
بعدش مهم نیست. لابد یک کمی می ماند و بعد می رود.
مهم همان فاصله از کف پا تا بیخ گلو است که آدم را می کشد.

Comments

koshtani ke dar kar nist shabihe yek shekanjeye daiemi hast

هر بامداد در آفریقا آهو می داند که باید تندتر از شیر بدود وگرنه سرنوشتی جز مرگ نخواد داشت.شیر آفریقایی هم می داند که اگر تندتر ار آهو ندود از گرسنگی خواهد مرد.غرفی نیست...شیر باشی یا آهو هر بامداد با تندترین گام ها باید بدوی...

هر بامداد در آفریقا آهو می داند که باید تندتر از شیر بدود وگرنه سرنوشتی جز مرگ نخواد داشت.شیر آفریقایی هم می داند که اگر تندتر ار آهو ندود از گرسنگی خواهد مرد.غرفی نیست...شیر باشی یا آهو هر بامداد با تندترین گام ها باید بدوی...

هر بامداد در آفریقا آهو می داند که باید تندتر از شیر بدود وگرنه سرنوشتی جز مرگ نخواد داشت.شیر آفریقایی هم می داند که اگر تندتر ار آهو ندود از گرسنگی خواهد مرد.غرفی نیست...شیر باشی یا آهو هر بامداد با تندترین گام ها باید بدوی...

ولی اون فاصله با تمام کوتاهیش می تونه کل روز_ ت رو عوض کنه .

مثل توقيف شدن مي مونه

salam dooste aziz
khoshhal misham age be blog e man sar bezanid o age khosheton omad link bedid behesh
hatta age khosheton nayoumad azinke ghadam ranje farmodid be onvane ostade man sarzadid vaghean khosh hal misham.
ghorbanat -Ali

سختیش هم همون پا تا خرخره است بعدش دیگه راحته!!

همه اش بخاطر ترك كردن زادگاه
توسط تنها كسي است كه شما را درك ميكند!!!

دیروز اتفاقی وبلاگت رو دیدم و یه هشت ساعتی شد که آرشیوت رو به ترتیب زمانی خوندم ،شاید دیگه نیام اینجا ولی حیفم اومد اینو بهت نگم.
طی این 5 سال سنگین شدی وذره ذره عمیق...همین...

barayeh inke linketoo bezaram too blogam bayad ejazeh begeeram??

تا فاصله طي بشه دق ميكنم.

فقط خواستم بگم بهتون اون فاصله رو خوووووب می فهمم .. باور می کنین ؟؟؟

شایدبرای رفتن ازچندجهت کافی باشد/بادباشی/کابوسی سردرگم ازجنوب/که داردبه سمت موهای تومی وزد/بادکه باد نیست/یعنی ازروزبه نمک های دست های تو/ یعنی ازشب به پاشیدن روی زخم های من/لیموها/لاک پشت/وکلمات بی ربطی...می بینی مریم عزیز..کلمات چقدربی ربط هستند

عجیب است!،همه ی آنچه که اتفاق می افتد.

آخ گفتي.
واقعا اين حس ها وقتي تو بدن آدم حرکت ميکنند، جاي پاشون تا مدتها مي مونه. من هم هميشه جاي پاشونو حس ميکنم.
گاهي وقتا به قول شما ادم رو ميکشه و لي بعضي وقتا هم شيرينه. انگار کسي آدم رو قلقلک ميده.

سلام بر شما!
شما را به خواندن يک سيب زميني کوچک دعوت مي کنم.

غالب ما اول میدویم بعد میگوییم چرا