« | Main | »

روزها خیلی زود می گذرند. هنوز چشم به هم نزده تمام شد. فردا دوباره راه می افتم. انگار که بار اولم است.
اینبار که بروم خیلی چیزها فرق می کند. می شود گفت یک بخش جدید در زندگیم باز می شود. سفر خوبی بود. خستگی زیاد به تنم مانده اما چیزهایی که بدست آوردم ارزشش را داشته است.
دلم برای دوستان تنگ می شود اما چیزی که بینمان است همیشه باقی می ماند.
فکر می کنم برای قسمت بعدی زندگی آماده هستم
خدا را شکر می کنم و خوشحالم

Comments

سفر بی خطر مریم گلی خانم ... خیلی حیف شد که ندیدمت. امیدوارم بزودی دوباره دیدارها تازه بشه.

I am gald you are back

چقدر زود داری برمی گردی!
سفر خوش و بی خطر . پیش به سوی قسمت بعدی زندگی .

خوشحالم که سفر خوبی داشتی . . . سفر بی خطر

سفر به سلامت مریم گلی مهربون :*

سفر بی خطر مریم گلی خانم :)

che khoob ke in fasle tazeh ba khooshhali dare shoro mishe.....dafar be salamet maryami

به خستگي ها فكر نكن ... ميگذره

سلام
چه کم طاقت چه زود داری از جهنم در میری؟؟؟؟؟

آن روزها رفتند

آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید می پوسند

از تابش خورشید پوسیدند

و گم شدند آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها

در ازدحام پر هیاهوی خیابان های بی برگشت

و دختری که گونه هایش را

با برگ های شمعدانی رنگ می زد- آه!-

اکنون زنی تنهاست

اکنون زنی تنهاست

همیشه بهانه ی تازگی است.سفر مثل آب دادن و هرس کردن و داشتن و نداشتن و به یاد آوردن و فراموشی ست.

سلام.در اکثر سفرها دو چیز به یادگار می ماند.یکی خستگی و دومی تجربه اش.البته خستگی رفع میشه ولی تجربه سفر و نکات آموزنده اش می ماند

جالبه

سفر به خیر. به جای ما هم خوش بگدران.

اونجا که هستی خوش باشی .

maryami be ejazeh gozashtamet samte raste otagham