« | Main | »

یک ظرف مربع شکل قرمز که کمی گود است
دو تا شمعدان پایه فلزی کوتاه که سرش حباب شیشه ای دارد
یک جاکلیدی دیوار کوب که با دو تا گل قشنگ
اینها را امروز عصر
پدرم
سر راه آمدن به خانه برایم خریده است.
برای خانه ام
که با خودم ببرم
لطفا برای مهمانی تشریف بیاورید
میوه ها را توی ظرف قرمز می ریزیم
شمع ها را هم روشن می کنیم
حتی می توانید کلیدتان را هم آویزان کنید
دیگر با خیال راحت
دور هم می نشینیم و حرف می زنیم

Comments

بيداري؟ الان اينجايي يا خارجي ؟ خودم هم البته بيدارم . امشب قرص هامو نخوردم . اذيتم مي كرد. خب بذار بخونم چي نوشتي ...تندي اول كامنت رو باز كردم.

مهمونيه چيه ؟ عروسي و اينا كه نيست ايشالا.
هان داري بر مي گردي خارج؟ ..نمي دونم سر در نيوردم . خسته نباشي به هر حال . اگر هم داري مي ري بخوابي خوابهاي خوب ببيني .

مهمونیه خداحافظیه؟؟

من هم دعوتم؟

تو هم براي 14 مرداد هيچي روي وبلاگت نگذاشتي ؟! عين من بلد نبودم لوگو ام را تغيير بدم . فقط يه دونه عكس آبي از وبلاگ 14 مرداد پيدا كردم گذاشتم ته ته وبلاگ . مريم گلي!! ميشه بياي برام كانت بذاري ؟ چه پر رو گفتم . ولي دست و پاهام فرو رفته توي پوست گردو . چيزي نوشتم . هيچي اش هم دروغ نيست كه پاك كنم . ولي دوستام شاكي شده اند . داد و بيداد مي كنن. كه پاكش كن. مي آي ؟ مرسي.

خوندن این صفحه صورتی اکر ، یه حسی آرامشی بهم منتقل میکنه ، یه زن در استانه سی سالگی و بعضا حرفهای درونی مشابه ،

رفتنو حرفهای خداحافظی دلمو میلرزونه.سبک نوشتنتو دوست دارم!

..... من هم مثل این آرزو خانوم حرفهای یه خانوم در آستانه ی سی سالگی رو که اینجا می نویسه دوست دارم ... هر جا هستین موفق باشین ... :)

چمدونم رو ببند
چمدون کهنه ای که ار پدر مونده برام
چمدونم رو ببند
که فقط وسوسه خوب سفر مونده برام

مدت هاست که خواننده وبلاگتان هستم و مدت هاست که از دوستان صمیمی در خلوتم هستید
پاینده باشید.

چقدر این نوشته ساده زیبا و ارمبخش بود
سپاس مرا بپذیر
ملالت کم دلت خرم و نام روشنت روشن

سلام.قشنگ بود ولی دلم یهو ریخت.آخه بعد از اینکه خوندمش یک معنای دیگه ازش پیدا کردم.

چه باباي مينيمالي. به به!

Manam miam!

مبارک ها باشد.

astaneh 30 salegi...............

قرار دیدار بچه های غروب سه شنبه

این یک دعوت نامه رسمی برای همه اعضای غروب سه شنبه ها است فکر می کنم بد نیست یک بار دیگر و یک غروب سه شنبه دیگر دور هم جمع شویم... به هر بهانه ای... تفریح... دیدار دوستان... کار جدی یا هر چیز دیگر... پس عجله کنید... من به همه کسایی که دسترسی بهشون داشتم ایمیل زدم و یا تو بلاگشون کامنت گذاشتم شما هم به دوستانتون بگید... اطلاعات بیشتر در http://seshanbeha.blogsky.com

منتظر دیدار شما هستیم

{می دونم الان ایران نیستین ولی دور از ادب ئه که صاحبخونه به مهمونی دعوت نشه...}

این یعنی یک جور دعوت برای عروسی؟ خوب اگه ما هم دعوتیم پس کو ادرسش؟ در ضمن من هم خونه ام رو عوض کردم. خونه ما هم تشریف اوردید خونه نویی فراموشتون نشه!

دستش درد نكنه ... چه باسليقه خريد كرده ...

oخیلی قشنگ بود این نوشته.سفر بخیر