« | Main | »

اینجا شهر مورچه هاست. از کله سحر پیدایشان می شود و تا بوق سگ هم هستند. همینطور دنبال هم راه میفتند. شاید هم با هم آشنا نباشند اما مسیرشان یکی است. از توی کوچه ها رد می شوند. می پیچند توی خیابان . گاهی حتی توی پارک ، روی نیمکت هم می نشینند که خستگی شان در برود یا گپی بزنند.
البته کسی غذا جمع نمی کند. کلا زیاد اهل خوردن نیستند. فکر می کنم بیشتر هوا جمع می کنند. یعنی تند تند نفس می کشند یا نفس های عمیق می کشند. آفتاب می گیرند. روی سبزی ها ولو می شوند. همه را جمع می کنند برای زمستان لابد. که فقط برف است و باد سرد!
مورچه های پیاده سه دسته اند. یا حامله اند ، یا دارند کالسکه هل می دهند و یا دنبال سگشان می دوند. جزو این سه دسته که نباشی انگار اصلا مورچه نیستی.

Comments

ba seday morche kahr:
salam morche, to ye morche ghir hamle nadidi

خوب اگه جزء این سه دسته نباشی پس چی میتونی باشی !

عالی بود گلی! عالی بود. خیلی خوب بود
کالوینویی بود. چه جوری این به عقلت رسید؟

کاش حداقل نگاهی به هم می انداختند. مورچه ها حتی از برخورد نگاهها هم حذر می کنند.

اره اینجا هم کم از اونجا نداره همه مورچه اند و یا دارن معاشقه میکنن یا خرید (نمیدونم چقدر اخه؟) یا اینم که دارن غر میزنن و غر تو اتوبوس صف نون(اینجا همه چی صفیه حتی بنزین) پیاده رو پارک! مورچه های نارلاحت و عصبی همه جا رو گرفتن

من اما حس می کنم موریانه ام و افتاده ام به جان چوب زندگیم. دردناک است عزیز دلم اما هست

ya oon vasat love mitarkoonan

سلام. جالب بود. حالا چرا این سه دسته.

خیلی خوشم اومد! عالی بود :)
از اون دست که آدم آخرش غافلگیر می شه !