« | Main | »

پیاده روی های طولانی آخر هفته مان را دوست دارم. همیشه می رسد به کشف یک جای جدید٫ یک پارک با دریاچه مثلا یا یک خانه قدیمی یا یک کافه دنج.
قبلا هم گفته بودم حساب روز و ماه و سال از دستم در رفته است. نه که به معنی بد باشد. روزها فعلا خوب است. امیدوارم همیشه هم خوب بماند اما اگر نماند هم مشکلی نیست. زندگی بالا و پایین دارد و روزهای بد هم مثل روزهای خوب می گذرند.
روی زیر انداز که دراز کشیدم٬ بالای سرم آسمان بود و ابرهای سفید و شاخه های سبز درختی که با باد آرام آرام تکان می خوردند. سرم را چرخاندم به راست٫ نور کم رمق خورشید از لای شاخه ها می افتاد روی صورتم و همه چیز مثل فیلمهای معنوی شده بود! خنده ام گرفت. همه چیز آماده بود. فقط کافی بود قهرمان داستان از ته دل از خدا چیزی بخواهد و تا آخر فیلم خواسته اش را بدست بیاورد.
خوب چه اشکال دارد٫ فکر کردم من هم بازیگر فیلم هستم٫ قهرمان داستان٫ زیر همان نوری که افتاده بود روم و بادی که می وزید و ابری که می رفت دعا کردم. تا سرانجام فیلم چه باشد!
از بین آدمها که با پرچم آبی و سفید نشسته بودند یا ایستاده بودند کنار خیابان که رد می شدیم بغض کرده بودم. هیچ دلیلی نداشت. نه من مال اینجا هستم نه خواسته آنها خواسته من است. یعنی رسیدن یا نرسیدن آنها به خواسته اشان برای من فرقی نمی کند. فکر کردم شاید به خاطر خواستن است که بغض کرده ام. برای خودم و همه آدمهایی که چیزی را می خواهند و برایش تلاش می کنند. بزرگ یا کوچک. و معلوم هم نیست که به خواسته اشان می رسند یا نه. برای آدمهایی که دنبال حقشان هستند. هر گوشه این کره خاکی که باشند. و بعد به آدمهایی فکر کردم که حق را پایمال می کنند. بزرگ یا کوچک. هر گوشه این کره خاکی که باشند.
توی پارک بعدی٫ وقتی داشتم قهوه ام را می خوردم و حرف هم می زدم از بالای سرمان آدمها رد می شدند٫ می آمدند پایین و از بغل دستمان می رفتند٫ لباسهایشان عجیب و غریب بود٫ لباس رزم پوشیده بودند با سلاحهای سرد دست ساز! از جشن بر می گشتند٫ خنده مان گرفته بود٬ گفتی جنگهای صلیبی تمام شده دارند می روند خانه شان و من فکر کردم جنگهای صلیبی هیچ وقت تمام نمی شود تا وقتی آدمها روی این کره خاکی زندگی می کنند و حق پایمال می شود جنگ هم ادامه دارد. حالا چه با صلیب ٫ چه بی صلیب

Comments

وبلاگ کمپین یک میلیون امضا در شیراز با نام کمپین در شیراز و با شعارکمپین یعنی زندگی راه اندازی گردید خوشحال می شویم از نظرات شما بهره مند گردیم

با صلیبم به قله ی قلب انسان ، صعود می کنم ...خدا فرهاد را رحمت کند .