« | Main | »

ششم

نشسته ای توی یک کافه ، کنار خیابان ، سفارشی هم حتما داده ای ، دستهایت را هم قلاب کرده ای روی سینه
لبخند محوی هم رو لبانت هست ، نگاهت ولی به دوردست . نمی دانم شاید هم به نزدیک . امتدادش را نمی بینم.
فقط همان برق چشمها و لبخند محو کافیست که آرامش را ببینم.
همین کافیست

Comments

عجيب مي فهمم اين شمارش معكوس را.

خوش به حالت. خوش به حالش.

خوشحالم مريم جان براي آرامشت ... شايد اينكه هر روز آپديت مي كني هم بشود به " برق چمشها " و " لبخند محو " اضافه كرد

چه احساس خوبيه ، مثل دوران مدرسه جلوي كلاس بايستي و انشا بخوني ...

مريم گلي عزيز لطيف و زيبا مينويسي و طراحي وبلاگت رو خيلي دوست دارم. يه جورايي برام آشنا هستي.به هر حال خواستم اينجوري ابراز وجود كنم !!!!!

چقدر این شمارش معکوس نفس گیر شده