« | Main | »

پانزدهم

امروز ساعت یک و پنج دقیقه بعد از ظهر از در مدرسه بیرون رفتم. پیچیدم سمت چپ و آرام راه افتادم. هوا خیلی سرد نبود. گهگداری دانه های برف می آمد اما آسمان را که نگاه می کردی خیلی تیره نبود و به نظر می آمد آن دورها سحر نزدیک است. سینه کش قبرستان که رسیدم قدمهایم را تند نکردم. آرام از کنار نرده های فلزی گذشتم و به سنگهای ایستاده و صلیبهایی که برف رویشان نشسته بود نگاه کردم و حتی از فکر اینکه زیر این همه برف و بعد از این همه مدت یحتمل با کت و شلوار خوابیده اند خنده ام هم گرفت. آنقدر رفتم تا قبرستان رسید به خیابان و من از خیابان رد شدم.
یک ساعت بعد ؛ حالا من یک زن خانه دارم. از ماه آینده. یک خانه کوچک با یک آشپز خانه که درهای چوبی دارد و یک پنجره که به تپه بلند شیبداری باز می شود. و آن دورتر یک کلیساست.
زن می گوید انتخابت همین است؟ اینجا خیلی ساکت است. من اگر قرار باشد اینجا زندگی کنم می میرم. پیش خودم فکر می کنم سکوت آرامش می آورد. ممکن است وهم انگیز هم باشد. خیال و تپه شیبدار و ناقوس کلیسا روی هم ترکیب جالبی می شود به گمانم.یک قدم دیگر مرا می برد جلو. به طرف سرزمین رویاها.
امروز ؛ شاید هم دیروز؛ نمی دانم کی ؛اما از خواب که بیدار شدم دیدم من یک بادکنکم. آنقدر باد شده بودم که دیگر نمی شد روی زمین بمانم. بالا ؛ بالا؛ بالاتر...هر چه بالاتر بهتر.
شاید هم با هلیم پر شده باشم. باید بروم بالا. یعنی کار دیگری نمی توانم بکنم. آنقدر بالا که نخ هم از دست همه در برود. من بشوم یک بادکنک قرمز ؛ با یک نخی آویزان که در هوا تاب می خورد؛ که لا به لای درختهای تپه شیبدار بگردم و صدای ناقوس را بشنوم

Comments

مبارک باشه

سکوت سرشار از ناگفته هاست....

خونه اتو تصور كردم به نظرم خيلي خوكشله ... مثل فيلما مي مونه ... آشپزخونه فرانسوي :)).....حرفهاي دوست اسپانيلوتي هم جالب بود اگر بتونيم اونجوري زندگي كنيم ...

خونه نو مبارک/باید هیجان انگیز باشه اینجور استقلال.
من از وقتی دارم چاق میشم کاوه بهم میگه چند وقت دیگه مثل بادکنک میری هوا و منم یه نخ بهت میبندم که هر جا میریم با هم بریم!!خندم گرفت از خوابت و این تشابه!

سلام....
مبارک باشه ... ولی به نظرم خونه های اینجوری با اینکه یه آرامش خاصی دارن اما برای مدت محدودی میتونن اون آرامش رو منتقل کنن ... ناسلامتی آدمها موجوداتی هستن که گروهی زندگی می کنن !
فیلم The Holiday رو دیدی ؟ یه چیزی تو اون مایه هاست به نظرم !
:)