« | Main | »

هیجدهم

یک وقتی , مثلا شبی، یک دفعه حس می کنی همه درها از روی حکمت دارد یکی یکی بسته می شود؛ یعنی اینطوری فکر می کنی ؛ خسته هم هستی؛ کارهایت هم مانده؛ از این طرف و آن طرف هم چیزکی شنیده ای ؛ نه که مهم بوده باشد؛ اما همینطوری روی هم جمع شده؛ اینطوری می شود که بلند می شوی به هوای دست شستن یا هر چه ؛ می روی توی حمام و در را می بندی. می نشینی روی در توالت فرنگی و می زنی زیر گریه.
حالا یک کمی که اشک می ریزی با خودت می گویی خوب که چی؟ حالا من تا بوق سگ هم اینجا آبغوره بگیرم چه می شود؟ فرقی می کند؟ اگر قرار به بستن باشد که بسته می شود!
حالا فرض کنیم یک کمی هم سبک می شوی ؛ بعدش چه؟ تنها راهش همین است, صورتت را بشویی و یک نفس عمیق بکشی و بیایی بیرون. نقطه سر خط
صبحش که بیدار می شوی می بینی اگر قرار به حکمت باشد رحمت هم می آید. یک کمی که خوبتر نگاه کنی می بینی که همه چیز روشن است. صدای خنده ات را که می شنوی شاد می شوی.
باید کم کم قواعد بازی را یاد بگیری. یک کمی بلد هستی؛ تئوری را هم خوب می دانی ؛ حالا وقت تاس ریختن است. جفت شش هم لازم نیست بیاوری؛ مهم این است هر چه بیاید خوب بازی کنی؛ تاس هایت را بیندازی و شادمانه بازی را شروع کنی.

Comments

بستگی به شانس هم داره وگرنه خدای تاس هم باشی فرقی نمیکنه
تاس اگر نیک نشیند همه کس نراد است!!

مریم گلی یه فرق گنده ای وب لاگت با مثلا دو سه ماه پیشا کرده !
اون موقع ها آدم میومد اینجا یه خورده دپ می زد ! ( جسارت نباشه ها! ) اما الانا کلی انرژی زا شده است ! اینجوری بهتره !

خنك آن قماربازي كه بباخت هر چه بودش
بنماند هيچش الا هوس قمار ديگر

من یکی که عمرا یاد بگیرم

من چند روز پيش برايتان ايميلي فرستادم دريافت نكرديد?

ايول. خيلي حال كردم. از ساختار و نثرآن خوشمان آمد. باهات موافقم. يه چيز ديگه هست. تو اين دنيا نبايد اسير چيزي بشي. حالا مي خواد پول باشه، شهرت باشه يا هر چيز ديگه ... اين اسارته خيلي بده.

گر چه شب تاریک است

دل قوی دار سحر نزدیک است

man joft shish ham ke biaram
baz dara ro mibande in oos karim

من پایه این تاس هستم
حتی وقتی که دیگه تاسی نباشه

غمت نبینم قناری