« | Main | »

توی راهرو قدم می زنم. قدمهایم هدفدار است . دارم می روم وسایلم را از دفتر بردارم و بروم خانه. ساعت نزدیک نه شده. بیرون دارد برف می آید. باد هم می زند و برفها را پخش و پلا می کند. راهرو ساکت و سرد و قدیمی است. وسایلم را بر می دارم. دوباره که وارد راهرو می شوم حسش می کنم. خودش را نشان می دهد. همان یکی که دارد با من نفس می کشد.
هر چقدر من نگرانم او بی خیال است. هر چقدر من استرس دارم او بی خیال است. هر چقدر من خجالتیم او بی خیال است. هر چقدر من می ترسم او بی خیال است. هر چقدر من رمانتیک نیستم او هم نیست. هر چقدر حوصله حاشیه روی را ندارم او هم ندارد. هر چقدر به حرف آدمها اهمیت می دهم او بی خیال است. هر چقدر دست و پایم را گم می کنم و هول می شوم و همیشه به بدترین ها فکر می کنم او بی خیال است. هر چقدر من به اصول و حساب و کتاب و خط و خطوط علاقه مندم او بی خیال است. هر چقدر من آرامش دوست دارم او هم دارد. هر چقدر با چیزهای کوچک خوشحال می شود او خوشحالتر است. هر چقدر من از آدمها توقع دارم که چه و چه او بی خیال است و مدام سراغ همه را می گیرد.
هر چقدر سخت گرفته شود باز هم ما خوشحالیم. خیلی وقتها جایمان عوض می شود. ولی همیشه سر بزنگا پیدایش می شود. پیشم که هست خوشحالترم. این بی خیالیش را دوست دارم. وقتی که شانه هایش را می اندازد بالا « خوب که چه»
با هم از پله ها پایین می رویم. بیرون برف می آید . باد هم می زند و همه را پخش و پلا می کند. توی شب برفها برق می زنند. دودستی می چسبمش . حداقل تا خانه بی خیالی اش را احتیاج دارم

Comments

گاهی قرضش می دی؟ لطفاً...

I Loved it. Very beautiful

مریم....دوست داشتمش :)...خوبی رفیق جان گل؟

ای پول پدرمادر خراب کن! رفتی کانادا هیدرولیک بخونی مهندسی چیزی بشی ...سری تو سرا تو فامیل و درو همساده درآری؟ یا رفتی آرتیس شی... قرتی بازی درآری... شاعرشی؟ بچسب به درسو مشخت... میخواستی شاعرشی چرا رفتی کانادا؟ میرفتی قمصرکاشان

پس تو قلبت یه شاهزده کوچولویی زندگی میکنه... که عاشق گلش هست :*

چه عالی ! خوبه که هست خوبه که هستی . . .

همزاد درون را عشق است که اگر در درونمان نمی زیست هرگز چیزی بیشتر از خودمان نمی شدیم.

آخ که چه قدر بی خیالی خوبه....

كاش چون پاييز بودم
وحشي و پرشور و رنگ آميز بودم.

سلام. ببينم اوني كه ازش داري حرف مي زني همون گله نيست كه اون گوشه از سرت زده بيرون؟!
بايد به اوني كه توي درون ما زندگي مي كنه بها بديم،‌ براي آروم بودنمون لازمه. خوب مي نويسي خانوم گلي.

خانم گل من مدتيه كه وبلاگ شما رو ميخونم حس ميكنم آدم چندماه پيش نيستي بر خلاف ديگران نوشته هاي آخري كه با تاخير زياد هم مي نويسي من را دلنگرانت مي كنه . نمي دونم ولي شايد من تازه مي شناسمت.بيخودي ترسيدم...

salam maryam goli(injoori sedat mikonam choon khodam dost daram injoori sedam konan) az adrese webam maloome na? inja ro va neveshtehato doost daram in shod ke linketo gozashtam age doost nadashti behem begoo. ghorboonet. bahargoli

سلام

همین الان ، الان با وبلاگت آشنا شدم . اول میخوام حسابی بخونم ببینم چه خبره ولی از تشابه اسمی دلم نیومد کامنت نزارم برات
دوست داشتی به من هم سر بزن . یه مریم غریبم که تو غربتم با وبلاگم و دوستایی که به من سر میزنن دلخوشم . . .

snow
برف مي بارد
برف مي بارد
برف رقصان
برف اميد
نفسها يم از عشق برخاسته
و مثل دانه هاي شبنم روي پنجره اتاقم نشسته
انگشت اشاره ، چون قلم
بر ماتي شيشه مي نگارد نوشته
نوشته شور
نوشته شوق
نوشته اي كه تمام سفيدي را ، به اتاق تنهايي، ميهمان خواهد كرد
بارش برف زيبا ، نوشته ام را هاشور خواهد زد
و زيبايي آن را ، دو چندان خواهد كرد
***
نوشته بي حرف
نوشته پر معنا
به شكل نقاشي
ترجمه عشق است
با تمام حجم معنا
با زباني مفهوم، براي تمام مليتها
دو قوس وارون ، درحد با لا مي خورد پيوند
وامتداد آن در حد پايين ، گره اي زيبا خواهد خورد
و شكل قلب تپنده من را
بر پنچره مات اتاقم ، نقاشي خواهد كرد . . .

فرهاد طاهري
30/11/1385

روز قشنگ برفي بهمنماه

سلام . باز اومدم .

خواستم ببینم مطلب جدید گذاشتی دیدم نه خبری نیست . . .

ولی اگه دوست داشتی بیا به من سر بزن که به روزم !