« | Main | »

دلم برای روزهای شلوغ گذشته وبلاگم تنگ شده. همان موقع ها که کلی شور برای نوشتن داشتم. کلی چیز به ذهنم می رسید . عشق نوشتن داشتم خلاصه. برای روزهای سه شنبه ای که کفش و کلاه می کردم برم داستان خوانی . نمی دانم آن همه عشق و ذوق کجا رفت . پیداش نمی کنم. شدیدا دلم می خواهد بنویسم اما تلاشم به نتیجه نمی رسد. مذبوحانه است. وقتی هم یک چیزهایی می نویسم و جوابی نمی گیرم از خواننده هام , بیشتر توی ذوقم می خورد که باز هم مزخرف نوشته ام . می دانید که چشمم شدیدا به دهان (یا دست) خواننده هاست.
نمی دانم همه اش نشسته ام خدا خدا می کنم اتفاقی بیفتد و ذوقم دوباره برگردد.
باز دارم می افتم روی آن دنده که با خودم سر لج باشم . این وقتها خفه خون مرگ می گیرم. خواب دیشبم یک جوری بود. چیز خاصی نبود اما رویم اثر گذاشته. قلقلکم می هد که لج کنم. مثل همیشه با خودم... احمقانه است ....

Comments

سلام ؛
دوباره روزهایی رو که منتظرشون هستی خواهی دید . این جابجایی طبیعیه که اثرات خودش رو داشته باشه ولی با اطمینان میگم که دوباره ذهنت فعال خواهد شد برای نوشتن .
برات روزهای بهتری آرزو می کنم مریم خانم

گفتم یک چیزی بنویسم که بدانید هنوز هم خیلی ها اینجا را میخوانند

ma haminesham ghabool darim to benevis!

من همیشه هستم و می خونم اولین نفر حتا. پشت دیوار شیشه ای مانیتورم.

سلام ...
من هم مثل بقیه... همیشه اینجا رو می خونم ،نمی دونم ... یه جورایی نوشته هات آرامش بخشه البته خیلی شده که کامنت نمی ذارم ولی این بار میذارم تا بدونی که خیلی ها هستن که اینجا رو می خونن ...

پس ما خیلی بچه پر رو هستیم!!
چون خیلی مطلبهای که مینویسیم اصلا کامنت نداره یا حداکثر 2-3 تا. باز شما هر وقت پست کنی حداقل 6-7 تا کامنت داری و بازخورد میگیری.

تو هم يه آدم عادي هستي

من چند وقتی می شه که به بلاگ شما سر می زنم... حقیقتش اینه که آدم وقتی که نوشتنش نیاد نمی تونه کاری کنه که هر جور شده نوشتنش بیاد :) البته من این جوری ام... من چند روزیه که در بلاگمو تخته کرده ام... اگه برام چیزی بنویسی (Comment) خوشحال می شم...

فکر کنم که باید مخیطشو یکم عوض کنی . شاید برات تکراری شده... شایدم خشتت کرده

سلام
نشد دیگه از این حرفا بزنی ها ... آخه من تازگیها اومدم اینجا! به خاطر منم که شده ...!!!!!!!

تازه شدی مثل من... البته من از اولشم درست و حسابی نمی نوشتم

می دونستی مطالب تو در هر مورد که باشه ، برای من سرشار از آرامش بخشیه ؟

یه وقتهایی آدم با خودش لج میفته و من هم الان دقیقا در یکچنین وضعیم و فقط امیدوارم زودتر دوره اش تموم بشه.