« | Main | »

لباسهايم را مي پوشم
زرد , بنفش , قرمز
هر تکه يک رنگ
سي رنگ
پشت پلک هايم را سايه مي زنم
سبز , نارنجي , بنفش
سي رنگ
موهايم را , تکه تکه , مي بافم
روبان سبز , زرد , قرمز
سي رنگ
امروز , در ميدان شهر
براي رستگاری تو
مرا , به آتش مي کشند
با آرامش
از پله هاي سکو
بالا مي روم
پسرک
مرا , يافته است
با چشمان بهت زده
خيره من و زيبايي و رنگها شده است
قوطي فلزي در دستش است
لبخندي مي زنم
برق چشمهای پسرک مست ام می کند
کار من تمام شده است
آتش که تمام شود
خاکسترم در قوطي فلزي پسرک آرام مي گيرد
سي رنگ , سي مرغ
با عشق پسرک , دوباره زاده مي شوم
رشد مي کنم , زيبا مي شوم
کاش پسرک
زودتر
بزرگ شود
--------