" /> مریم گلی: February 2005 Archives

« January 2005 | Main | March 2005 »

February 26, 2005

من از پاها , مي ترسم
از آن پاها
که سست ونازک و لرزان
قدم در راه مي گذارند
من از دستها , مي ترسم
از آن دستها
که سخت و خشک و بی معنا
فضای خالی بی روح را
چنگال می اندازند
من از لبها , مي ترسم
از آن لبها
که بي وقفه
به اسمت ذکر می گويند
من از چشمها , مي ترسم
از آن چشمها
که سرد و تلخ و بي رحم است
از آن چشمها
که پشتش
پر ز فکر تلخ و مردار است
من از فردا
از آن فردا
که با اين دستها , پاها
قدم در راه بگذارم
از آن فردا
که با آن چشمها
به هر سو بنگرم
از آن فردا , از آن فردا
که با لبها
بسان آدمی گنگ
نا مفهوم
زير لب
ذکر تو را گويم
می ترسم
--------

February 07, 2005

عشرت و عفت را که داريم , اگر خفت و ذلت و نکبت هم اضافه مي شد ترکيب زنان مجلسمان حرف نداشت!
قبلا مبنا بر اين بود که مردان همه در مورد پايين تنه مي انديشند , خوب ديگر , پيشرفت کرده ايم , حالا زنان مجلس (که قرار است قانون وضع کنند) جز پايين تنه فکر و ذکري ندارند. تشکر مي کنم از زنان مجلسمان که صدها مدل لباس بر مبناي ارزاني و زيبابي و صد البته موازين شرعي طراحي کرده اند. ممنون که وزارت بازرگاني بايد اين لباس ها را توليد کند و ممنون که به فکر ما هستند که همه مثل هم شويم و کسي فکر نکند از ديگري برتر است!
روي ماهشان را مي بوسيم که نمي گذارند بودجه حوزه هاي علميه کم شود و در مقابل بودجه ايرانگردي و جهانگردي افزايش يابد. وقتي قرار است همه بر طبق موازين شرعي ! بخوريم و بخوابيم و بپوشيم و توليد مثل کنيم ديگر گشتن ايران جز تلف کردن پول و وقت چه حاصلي دارد؟
دعا به جانشان مي کنيم که از 6 صبح تا 10 شب در مجلس هستند , حالا گيرم که خروجي اشان پيدا کردن سرپرست و شوهر براي بي شوهران و چانه زدن بر سر نرخ مهريه و تعيين لباس ملي و گاهي هم چفيه بر گردن انداختن باشد. مهم حضور داشتن در مجلس است. وگرنه وقت و پول بي زبان که خرج اين تنگ نظران می شود و عمر و زندگي ما که ملعبه دست اين بي صفتان شده چه ارزشي دارد؟

--------