« | Main | »

جيغ و داد و خنده
لپهاي گل انداخته
شادي , نشاط و سرور
توی فضا موج می زند
تاس ها را مي ريزيم
خانه ها را
چند تا يکي رد مي کنيم
از نردبان بالا مي رويم
سر مست لذت
گاهي آن وسطها
به سرِ مار مي خوريم
بي خيال
به پايين سر مي خوريم
دو خانه مانده به آخر
دهن مار
قورتمان مي دهد
بازي را از سر شروع مي کنيم
اما
صفحه را که مي بنديم
بازي يادمان مي رود
با اولين نردبان
مست غرور مي شويم
و اولين مار
زندگيمان را نابود مي کند
زندگی را چه سخت بازی می کنيم !

--------