« | Main | »

عمو زنجير باف
بله ؟
زنجير منو بافتي؟
بله!
پشت کوه انداختي؟
نه خير!
واسه چي آخه؟
اين زنجير بود ؟ بلا بود!
حلقه هاش تا به تا بود
يه حلقه اش پر لکه اس
يه چند تاش هم شکسته اس
يکي سبز , يه نارنجي
يکي اه اه چه رنگي
جنس ات اصلا جور نبود
يک حلقه ات کورِ کور بود
راستش رو بگو بدونم
اين حلقه هاي ناجور
رنگْ رنگ و جور واجور
رو از کجا اوردي؟
مال بقيه رو خوردي؟
من عمو زنجيربافم
خيلي وقته مي بافم
زنجير ها جورِ جورن
خوش دست و خوش نشونن
اما اينکه تو دادي
حالم رو جا اوردي
من زنجيرت رو بافتم
اما جايي ننداختم
اين همه سال که بافتم
آبرومو گذاشتم
اينو بندازم پشت کوه
همه مي گن واه ! چي بود؟
بابات اينو ببينه
شب نمي آد به خونه
چيزي برات نمياره
يا اگر هم بياره
پشت در جا مي ذاره
با اين زنجير که داري
از سکنه حوالي
خوش نداره هيچ کسي
صداشو در بياري


--------