« | Main | »

مي دونم احمقانه به نظر مياد ... يعني خودم هم فکر نمي کنم نوشتن اين حرفها درست باشه اما اين دفعه هوس کردم يک کاري بر خلاف عقايدم بکنم... دروغ چرا , هر از گاهي يه سري به اينجا مي زنم که اسباب تفريحه , آدم سرحال مياد و کلي هم مي خنده ... آخريش اين بود " يه جورايي حس ميکنم که سهراب سپهري خيلي شبيه من فکر ميکرده " , خدا بيامرزتش سهراب سپهري رو .....
حالا ايشون هر چي بگه مهم نيست , فرقي هم واسه ما نمي کنه , اما بعضي وقتها اين حس بوجود مياد که فکر کرده با خيل عظيم گوسفندان طرفه , اينکه تو اين مملکت به اين بزرگي , با اين همه آدم تحصيل کرده از داخل و خارج و علي الخصوص در زمينه کامپيوتر تنها آدم مورد اطمينان و وارد براي انجام کليه پروژه ها اعم از سري و غيره در سازمان ها و وزارتخانه ها يک دانشجوي سال دوم يا سوم دانشگاه است , خوب ما فرض رو بر صحت حرف ايشون مي گذاريم و در اينصورت بايد ريد تو اين مملکت !
به اين درگيري هاي خاله زنکيشون کاري ندارم , اينکه فلاني با فلاني دوسته , اين طرفدار اونه , اين واسه اون فحش مي گذاره , IP ها رو افشا مي کنند و از اين جور چيزا , اما اينکه بياد خودشو قاطي بحث چهار نفر بزرگتر بکنه خنده داره ... حالا به اينکه اين حرکتهايي که شکل مي گيره به نتيجه مي رسه يا نه و اينکه روش درست هست يا نه کاري ندارم , منتها اگه يه بحثي مطرح مي شه و شبح و دوستانش قاطي ماجرا مي شن , آدمهايي که اطلاعاتشون زياده , مطالعه دارن و مي تونن براي عملشون دليل بيارن , وارد شدن يه جوجه - که جزو افتخاراتش اينه که وقت نداره مطالعه بکنه و تمام اتفاقات روز رو هم با يه هفته ده روز تاخير متوجه مي شه - به بحث آدم رو به خنده مي ندازه ... خوبه آدم پاشو به اندازه گليمش دراز کنه , مي خواد بحث کنه و نظر بده تو گروهي که همسطح خودشن بحث بکنه يا اگر هم مي خواد قاطي بزرگا بشه حداقل يه کمي سعي کنه خودشو بکشه بالا , يه خورده مطالعه داشته باشه , يا هر چيز ديگه که بهش کمک کنه.
وگرنه هر کسي – يا ناکسي – مي تونه دهنشو باز کنه و دلايل درپيت بياره , اينکه هنر نيست ....
همون طوري که ميدونين هر اتفاقي که مي افته يه عده توي اين بلاگستان کارشون اينه که بشينن کاراي بيهوده پتيشن و لوگو درست کردن و کاراي مسخره اي از اين قبيل رو انجام بدن که من هيچ اعتقادي بهش ندارم! همه اونايي که اين کارا رو ميکنن هم هيچ هدفي جز مطرح کردن خودشون ندارن! کمااينکه من يه بار با يکيشون بحثم شده بود در جواب من گفت: همه بلاگستان ميدونن که من آدم صلح طلبي هستم!!! و منم کلي به اين جمله اش خنديدم! که همانا منظور ايشون از اين صلح طلبي همين سبزي پاک کني ها بود که من هيچ اعتقادي بهش ندارم! حالا يکي نيست بگه بسه به اندازه کافي مشهور شدين! خواهشا دست از اين کاراتون بردارين که هيچ فايده اي نداره! تا زماني که عملا کاري انجام نشه اين بچه بازيها هيچ فايده اي نداره! اصلا شده تا حالا اتفاقي توي اين وبلاگستان بيفته و اينا لوگو درست نکنن؟! جالبه که فقطم يه عده خاص هستن که فقط خودشون، خودشون رو تحويل ميگيرن و قبون صدقه هم ميرن و اونوقت انتظار دارن همه از اين کارا و قضاوتهاي مسخره يک طرفه شون حمايت کنن! من به هيچ عنوان از اين مسخره بازي حمايت نمي کنم و به هيچ وجه هم تبليغش نميکنم
من يه پيشنهاد دارم , حالا که ايشون زحمت تمام پروژه هاي کامپيوتري ايران بر عهده شون هست , بياين زحمت کارهاي سياسي هم بيفته گردن ايشون , ايشااله که همه چيز درست مي شه ... اينجور که معلومه قابليت هاش زياده , قدرت آناليزش هم بالاست , سوادش رو هم داره , طرفدار هم که داره , خدا رو چه ديدين شايد دري به تخته خورد و رئيس جمهوري چيزي شد.

--------