« | Main | »

وسوسه است ديگر . بعضي وقتها از دست آدم در مي رود و گير مي افتد. خوب ديگر جايز الخطام , اشتباه کردم.
منظورم به پست قبلي است , نبايد مي نوشتمش , نه اينکه حرفم عوض شده باشد , نه , عقيده ام همان است که گفتم منتها شايد جايش اينجا نبود , شايد بهتر بود در يک جمع خصوصي تر مطرح مي شد , مثل بقيه چيزها , اما اينکه اينجا بگويم و گفتنش پاي هر ناکس (آنها که کس اند (به فتح ک ) قدمشان سر چشم ) - به بهانه جواب دادن به من و دفاع از حق پايمال شده- را به اينجا باز کند , اشتباه بود.
ممنونم که به يادم آورديد وقت ارزشش بالاتر از اين است که سر چيزهاي بيهوده صرفش کنيم , ممنونم که يادم آورديد لبخند زدن به پهناي صورت را و ممنونم به خاطر تصويري که از من در ذهن داريد.
فقط يک توضيح کوچک براي کامبز , من اگر اينجا نک و نال و شيون و زاري مي کنم , اگر انتقاد مي کنم يا به قولي اداي فيلسوفها را در مي آورم نوک تيز اين انتقادها همه و همه طرف خودم هست. فکر نکنم در تمام مدت نوشتنم , به کسي , از وبلاگ نويسها در نوشته هايم توهين کرده باشم. اگر هم نظرم را گفته باشم (که يادم نيست اصلا چنين کاري کرده ام يا نه) همه اش در کمال احترام بوده.
در مورد اين پست قبل هم اگر مي خواستم جنگ زرگري راه بيندازم خيلي چيزها براي گفتن بود , که به قول عطا هر چه کرده نوش جانش , اما وقتي تلاش بعضي ها که قصدشان بهتر کردن اوضاع است به سخره گرفته مي شود دلم مي گيرد . به خودم کار ندارم که اينجا , محلي است براي درددل کردن و صحبت کردن درباره خودم. اما گروهي استفاده اشان از وبلاگ چيز ديگري است که بعضا به خاطرش هزينه هايي هم پرداخته اند. خوشم نمي آيد حرکتهاي مثبتي که انجام مي شود از طرف کسي يا کساني به گند کشيده شود , من حرفم را زدم , بقيه اش به شنونده بستگي دارد که اگر بخواهد وجهه اجتماعي داشته باشد , به گروهي تعلق داشته باشد بايد اصول روابط اجتماعي را ياد بگيرد. همين و تمام


--------