« | Main | »

چهار قدم مانده ,
به بهار
که بعيد مي دانم با اين هجوم سرما
خودش را به اين زودي به ما برساند
چهار قدم مانده ,
به عيد
به سفره هفت سين
به تنگ ماهي
که از تهران تا شمال
مهمان ماست
چهار قدم مانده ,
اما انگار نه انگار
نه بويي , نه عطري , نه شوقي
چهار قدم مانده ,
اما خريدن عيدي هم دردي دوا نکرده
چهار قدم مانده ,
به سفر
که هر سال عشق بود
و
امسال
به حکم
اجباريست!
هنوز چهار قدم مانده
اما
من , مدتهاست که ابر بهار شده ام!

--------