« | Main | »

ههيس .... ساکت باش ...حتما مي شنوي , ساکت که باشي آنچه در دلت مي گذرد را مي شنوي ...لازم نيست چيزهاي عجيب و خارق العاده از دلت بگذرد , عبور يک دوست هم کافيست تا دلت را شاد کند.
با توام , جز تو که کس ديگري نمي تواند ته دلت را ببيند , مگر اينکه خودت درش را براي ديگري باز کني...

مي داني , فکر مي کنم تو بي توجه شدي , به خودت و زندگي , يادت رفته که 10 سال پيش چه عاشقانه و بچگانه زندگي را دوست داشتي , يادت رفته که مدرسه رفتن , با همه خوبي ها و بديها , خود زندگي بود....
مي داني تو تلاش کردن را از ياد برده اي , تو به آنچه داري چسبيده اي , شايد هم از روي قصد و غرض , من که از ته دلت خبر ندارم!
تو خودت را به کري زده اي , بي يرده بگويم , تنبل شده اي ...
قدمي بر نمي داري و اين نشستن را به گردن ديگران انداخته اي
مي داني , دور سر خودت مي چرخي , واويلا سر داده اي و نشسته اي تا معجزه اي , چيزي از راه برسد و تو , يک شبه , خوشبخت شوي!
خودت را لوس نکن , اين لجبازي راهت را به جايي باز نمي کند , فقط تو را به چاهي مي اندازد که سر سي سالگي کاسه چه کنم دستت بگيري...
بلند شو ؛ فکر کن که فردا روز ديگري است , بيا انگيزه هايت را پيدا کنيم , آنها که باشند قدم برداشتن راحت تر مي شود , يادت باشد اصلا قرار نيست که قدم هاي بزرگ برداري , که در آسمان پرواز کني , بيا روي زمين , پيش همه ما , ناا ميد نباش , نترس , يعني سعي بکن , بيا قرار بگذاريم که خودت را ناراحت نکني , هر وقت که حالت خوب نبود ياد يک بعدازظهر پاييزي شنبه بيفت , ياد دو ساعت وقت آزادي که داري , چه مي دانم حتما اگر خوب دقت کني روزهاي هفته ات از اين زمانها زياد دارد , چشمانت را ببند و فکر کن که در آن لحظه اي , انرژي و سرخوشي خودش مي آيد , باور کن , به تو دروغ نمي گويم ...
بيا قرار بگذاريم از اين به بعد هر چه ازت پرسيدند جواب درست بدهي ...ديگر نگو نمي دانم ...نمي دانم يعني من نمي خواهم به مسئله فکر کنم , يعني من دوست دارم با اين مشکل ناشناس همزيستي کنم , تو که اين را نمي خواهي؟
مي دانم که نمي خواهي , آخر کدام آدم سالمي دوست دارد ناراحت باشد؟
اينها را هزار بار برايت گفته ام , اما باز هم مي گويم , تا وقتي که حالت خوب شود , آخر دوستت دارم ... از دستت دلخور هم هستم , که حرفهايم را مي شنوي اما قدمي بر نمي داري ...مي دانم که سخت است , بعد از چندسال نشستن , ايستادن و راه رفتن مشکل است , اما تو بلند شو , نگذار که رخوت اين چند سال به تو چيره شود , نگذار که زندگيت به دست خودت خراب شود , آهسته و پيوسته هم که بروي قبول است ... هر روشي که فکر مي کني براي رفتن کمکت مي کند را امتحان کن , تو تلاشت را بکن , اينکه به کجا برسي فعلا زياد مهم نيست , الان , از هر چيزي مهم تر , ايستادن و رفتن توست


--------