« | Main | »

سلام
خوش آمدید
سرافرازمان کردید
خواهش می کنم از این طرف
اممممم ....شما اینجا بنشینید
شما هم اینطرف
خانمها , خانمها , خواهش می کنم
میز بزرگ است
یک کم مهربانتر بنشینید
جا برای همه هست
بله , بله , می دانم که هیجان زده اید
هر روز که اتفاق نمی افند
شما بر سر یک میز محاکمه حاضر شوید
درست شنیدید
میز محاکمه
بله , من محکوم هستم
و با روی باز منتظر شما نشسته ام
بله ؟ جرمم چیست ؟
شما چه فکر می کنید؟
قتل ؟ اوه نه , قتل که چیزی نیست !
دزدی ؟ شما مرا دست کم گرفته اید !
آها شما درست گفتید
بله , جرم من بی شوهریست!
اوه , شما نمی دانستید که بی شوهری جرم است؟
متاسفم که به روز نیستسد
مگر شما نمی دانید :
که زندگی سه مرحله دارد , تولد , ازدواج , مرگ؟
که مستقل شدن یعنی ازدواج کردن؟
که من 27 ساله شده ام؟
که دارم پیر می شوم ؟
که زمانم برای یه زایمان راحت کم است؟
که من یک پازل ناتمامم؟
که مورد ترحمم؟
که زندگیم چیزی کم دارد؟
که ازدواج چیزی فراتر از رابطه جنسی و بچه دار شدن نیست؟
که زشت است آدم با کسی دوست باشد؟
که اینجوری آدم فاسد می شود!
که چه کسی جواب در و همسایه را بدهد!
که من دارم وقت تلف می کنم و باید از بین همینها که هستند یکی را انتخاب کنم؟
که اگر ازدواج نکنم در خانه سالمندان خواهم مرد !
اوه , اینطور که به نظر می رسد
شما خیلی چیزها نمی دانید
پس بهتر است اینجا بنشینید
و در محاکمه من شرکت کنید!

--------