« | Main | »

من
مریم گلی هستم
یه روسری گلی دارم
یه صندل گلی
و یه کیف گلی
گاهگاهی ماتیک گلی هم می زنم
بعضی وقتها هم
از روی
هیجان
عصبانیت
خوشحالی
یا شاید هم خجالت !
لپ هام گل میا ندازند
بعضی ها می گن
مثل گل پاکم!
مهربونم!
پسوند گلی بهم میاد!
ساکت و آرومم!
و با محبت!
اما
از من به شما نصیحت
که , گول این حرفها را نخورید
من
هیچکدام از اینها نیستم
من
نه پاکم , نه گلم , نه خوب
و نه آروم
خوب قبول دارم
که بعضی وقتها محبتم گل می کنه!
راستش را بخواهید
فکر می کنم
من بیشتر
مریم خاکستری ام !
که گاهی به سیاهی می زنم
من
مریم هستم
اما مثل بارباپاپا
خیلی وقتها عوض می شوم
گاهی وقتها روباه می شم
موذی !
بیشتر وقتها
گوسفندم
قاطی بقیه
بع بع می کنم
بعضی وقتها هم گاو می شوم
نشخوار می کنم!
یه وقتهایی هم
مثل پرنده می شم
از اون کوچیک تپل هاش!
اما تا حالا
هیچ وقت عقاب نشدم
بعضی وقتها شبیه اسب می شوم
که می گویند
حیوان نجیبی است!
گاهی وقتها هم خرس
زندگی خرسی دیگر
می دانید چه می گویم ...
اما
هر چه که می شوم
ته دلم
آرزوم می کنم
که قالبم
مریم گلی باشد


--------