« | Main | »

روز اول هفته , خونه , شب , چشمهاي خوابالو , يه ديالوگ

- فاجعه اس!
- اوهوم
- مدل نگاهتو مي گم
- اوهوم
- اونوقت اگه من يه روز نباشم چي ؟ مي ميري؟
- حالا اون موقع فکرشو مي کنم! , بالاخره تو هر رابطه اي هر احتمالي وجود داره!
- آفرين , من هم همينو مي گم , هر احتمالي وجود داره
- درستش هم همينه : )

روز دوم هفته , کارگاه , بعد از ظهر , چشمهاي خوابالو , يه مونولوگ

- چرا انقدر پيله مي کني به يه چيز؟
- پيله نمي کنم که , خودش مياد
- خوب وقتي بهش توجه مي کني همين ميشه ديگه , مياد اونوقت ديگه نمي ره!
- مي دونم , يعني مي فهمم که چه جوري مياد و جاگير پاگير ميشه , حالا الان ولش کن خوابم مياد!
- آها , همين خوابتو ببين ! وقتي خوابي همه چي احتمالش هست , خوابتو قبول مي کني , يعني خوابتو بازي مي کني , مي بينيش , حسش مي کني , وقتي بيدار ميشي خواب هم تموم ميشه
- يعني چي ؟
- مي خوام اينو بگم , از خواب که پا شدي ديگه خوابت رفته , خوابتو دنبال خودت اينور اونور نمي کشي , با فکرت هم همين کارو بايد بکني , دنبال خودت اينور اونور نبرش , اگه موندگار بشه ريشه مي دوونه , همه جا رو مي گيره , مي شه يه نقطه که بهش خيره شدي ....
- اوهوم يعني با فکرم بازي کنم ؟
- دقيقا , اگه اومد باهاش کل کل نکن , بذار هر جور راحته باشه , دلش هم خواست بمونه اشکالي نداره اما بهش توجه نکن , فکر کن يه خوابه که داري مي بينيش , بهش نگاه کن اونوقت تازه مي فهمي که همه چيز يه جور ديگه مي شه
- يعني همه چي عوض مي شه ؟
- نه خره , چيزا که عوض نمي شه , نگاه تو عوض ميشه , اونوقت ديگه همه احتمالات رو ر احت قبول مي کني!

--------