« | Main | »

فردا بيست و هفتميشه ... البته اگه صفرم رو هم حساب کني بيست و هشتمي ...حالا زياد فرقي نمي کنه
اونهاييش که مال بچگيه رو اصلا يادم نيست , تو آلبوم , عکسها رو نگاه مي کنم اما جز چند تا خاطره گنگ و مبهم چيزي يادم نمياد , از رو عکس هم که نميشه حس اون موقع رو فهميد...
اونهايي هم که مال بزرگياس , در اصل انگار که نبودن , از بعضي هاشون حتي عکس هم ندارم , مال بچگي ها شلوغ بود , پر از بازي و خنده و خوراکي , مال بزرگيها سوت و کور شد , پراکنده و تيکه پاره , خوراکي هنوز هست اما از بازي هيچ خبري نيست !
هميشه به خودم مي گم که بايد با بقيه روزا فرق داشته باشه , که خيلي مهمه , همه بايد بدونن اما ته دلم مي دونم که اصلا هم مهم نيست , فرقي هم با روزاي ديگه نداره , هيچ نقش مهمي هم نه تو زندگي من نه تو زندگي بقيه داره , فقط يه احترام متقابله که : من تولد تو رو يادمه , تو هم تولد من يادت باشه!
اينم يه اتفاق عاديه , مثل بقيه چيزا که سالي يه بار ميفته , يه بهانه براي دور هم جمع شدن
با همه اين حرفها , باز هم مثل هرسال , شب قبلش , پيش خودم فکر مي کنم که شايد امسال با همه سالها فرق داشته باشه
تولدم مبارک!

--------