« | Main | »

من يه چيز کوچولو توضيح بدم .. در مورد پست قبلي و کلا پستهاي دشمن شاد کن (دهقون!)
مرسي از آقاي کامبيز که کامنت مي ذاره و در ضمن من رو دعوا هم مي کنه که اين چه وضعشه و اين حرفها ..ببينيد من خيلي هم آدم منفي بافي نيستم , فکر نکنم افسردگي هم داشته باشم , خوب طبيعيه من هم مثل خيلي هاي ديگه از يه سري روابط و شرايط و بايد ها و نبايد هاي زندگيم شاکي باشم , که بعضيش دست خودمه بعضيش هم نه ...خوب حالا يه نفري قدرتشو داره , شخصيتش انقدر قوي هست که بعد از اينکه نقاط ضعفشو شناخت رفعش کنه , يکي هم مثل من هنوز اونقدر قوي نشده که اين کار رو بکنه ...بنابراين فقط حرفش رو مي زنه ... پس حالا تا وقتي من بتونم يه قدم مثبت عملي تو اين زمينه بردارم و برم جلو اين فرصت رو به من بدين که حرفها مو اينجا بزنم ... اينجا تنها جاييکه من سعي مي کنم با خودم روراست باشم ...البته نه صددرصد ولي خيلي روراست تر از زندگي بيرونم ... دارم سعي مي کنم علت اصلي کارهامو پيدا کنم , حتما مي دوني که آدم واسه انجام هر کاري يه دليل اصلي داره منتها هيچ وقت اون دليل رو به زبون نمياره و همش با دليل هاي ديگه (که ممکنه منطقي باشن يا نباشن) اون اصليه رو انکار مي کنه ....
بعدش هم در مورد نگراني بابت قرصهاي من ....موضوع انقدرها هم جهان نيست ....بابا فکر کردي من چه قرصي مي خورم؟ (دو نقطه دي) ... اين فقط يه قرص ساده ضد حساسيت بود , به خاطر اينکه آلرژي پيدا کرده بودم , منتها قرصه به من نمي ساخت و کلا هم قرص خوبي نبود يعني مي گفتن عوارض جانبيش زياده , خواب آلودگي زياد و اگر هم زياد مصرف مي کردم يه چيزي شبيه بي حسي پاها و عضلات ...واسه همين ديگه نخوردم ... خلاصه اينکه زياد خودتونو ناراحت نکنين , من پوست کلفت تر از اين حرفهام!

--------