« | Main | »

ميگن هر چي سخت بگيري زندگي هم بهت سخت مي گيره ...خوب راست مي گن ... اين زندگي اونقدرا هم كه فكر مي كنيم جدي نيست ...ميشه باهاش خوش بود و ازش لذت برد ... لازم نيست كه هميشه شاكي باشيم ، غر بزنيم يا اينكه بد بهش نگاه كنيم ... خوب البته ما آدميم ، ميشه يه روز بداخلاق بود ، حوصله نداشت ، ميشه يه روز غر زد ، به زمين و زمون فحش داد ، از همه ايراد گرفت ، بعد يه روز هم ميشه الكي خوش بود ... همينه ديگه نميشه كه واسه حال و هواي هر روزمون چهارچوب تعيين كنيم ...بعدش هم لازم نيست كه به هر چيزي تو زندگيمون به چشم خيلي جدي و عبوس نگاه كنيم ...هم شوخي و هم جدي بودن واسه زندگي لازمه ... نمونه اش همين وبلاگه .... من حالا خودمو ميگم ، من كه نويسنده نيستم ، از ادبيات هم چيزي بارم نيست فقط اينجا واسه دل خودم هر از گاهي يه چيزي مي نويسم ...بعضي وقتها جدي ، بعضي وقتها شوخي ، يه زماني فيلسوف ميشم ، يه زماني جامعه شناس ، منتقد ، يه روز هم دلقك بازي در ميارم ...چون اين وبلاگ در اصل خودمه .... چه اشكالي داره كه آدم در كنار همه چيزهايي كه تو زندگيش جديه ، همه اون لحظه هايي كه فكر مي كنه بايد رفتار بزرگونه داشته باشه يا همه چي رو سخت بگيره يه كمي هم شاد باشه ...با همه چي شوخي كنه...حالا گيرم كه چهار تا كامنت چرت و شنگولي هم اينور اونور گذاشتيم ، بده ؟ چي ميشه حيثيت وبلاگمون ميره زير سوال؟ ...البته مي دونم كه خودت به جديت وبلاگت نيستي ...خيلي شادتري و بعضي وقتها هم از دستت در ميره و شيطوني مي كني ...خوب حالا كه يه كمي از اون قالب جدي اومدي بيرون چرا زود پشيمون ميشي؟ ...آدم انقدر هم نبايد فكر كنه كه نكنه يه وقت - چند سال ديگه – حسرت بخوره كه زندگيشو تلف كرده ... به اين فكر كنه كه شايد هم يه روز حسرت اين شوخيها و خنده هاي دسته جمعي رو بخوره ... منظورم ايراد گرفتن نيست ، هر كسي هر جور كه دوست داره زندگي مي كنه فقط خواستم بگم هميشه اين موقعيت ها و پيشرفت ها باعث خوشحالي و خوشبختي نميشن ، بعضي وقتها ميشه شادي رو تو اتفاقات خيلي كوچيك كه به نظر مسخره و وقت تلف كن مياد پيدا كرد ...
--------