« | Main | »

با اینکه این چند وقته خیلی سرحال و شنگولم ولی دست و دلم به کار نمی ره ....نمی دونم ولی فکر می کنم تنبلی هم حدی داره ... از صبح تا شب مثل برق و باد می گذره آخر شب که میشه می بینم هیچ کاری نکردم ولی تمام وقتم هم پر بوده ...احتمالا – احتمالا که نه حتما- تو برنامه ریزی دچار مشکل شدم ..البته کلا برنامه خاصی ندارم , کار خاصی نمی خوام بکنم که بر اساس اون وقتم رو تنظیم کنم ولی زیاد از این وضعیت هم لذت نمی برم...به قول یوسف شدم مریم روزمره !
البته یه چیرایی تو سرم هست , یه فکرایی , یه قدم هایی که شاید بعد از اینهمه مدت سکون بزرگ به نظر برسه ولی هیچ خیالی نیست ...من اومدم که دوباره شروع کنم ....

--------