« | Main | »

مامان من يه تکه کلام داره که زياد استفاده مي کنه ... توي هر مسئله اي از جزئي – مثلا مربوط به من – تا کلي که فرضا به زندگي بر مي گرده ...اونم اينه " خلايق هر چه لايق" … خوب راست مي گه ...من شديدا با اين حرفش موافقم ... زندگي که ما داريم و برنامه اي که داريم دقيقا متناسب با لياقتمونه!
حالا چرا دارم اينها رو مي گم ...داشتم اينجا رو مي خوندم بعد فکر کردم ببينم مردم چه نظر هايي گذاشتن ... ماشاالله با وجود اينهمه آدم با فهم و کمالات و شعور پيشرفت کردن بسيار کار ساده و راحتيه ! ... مي دونين که اصولا شعور تو زندگي مهمه , حتي براي ساده ترين چيزها ...منتها مسئله وقتي حاد مي شه که يه آدمي که شعور براي حل يه مسئله ساده نداره بخواد – و قدرتش رو هم داشته باشه – که در مورد مسائل بزرگ نظر بده و اعمال نظر کنه ...ظبيعتا وضع همين ميشه که هست ... از ظرف ديگه وقتي در برابر يه مسئله ساده و کوچيک يه عکس العمل شديد صورت بگيره يعني اينکه طرف شرايط عادي نداره ... مسلما اون آدمي که نرماله عکس العمل هاش هم متناسب با عمل هستن ديگه ...حالا مثلا اگه ايشون موهاش ريخته يا هر چي مسئله انقدر مهمه که آدم خودشو جر بده با فحش و بد و بيراه و اينو بخواد به يه شکل زننده عنوان کنه ؟ ...البته اين حساسيت شديد مي تونه نشون حسادت هم باشه ...که يه امر کاملا طبيعيه بين آدمها ... خلاصه اش اينکه مي خوام بگم تا ما بخواهيم به جايي برسيم خيلي زمان ميبره ...از يه سال و ده سال هم به گمونم خارجه .... همين که سطح شعور يه همچين آدمهايي يه خورده بياد بالا و بفهمن که اولويت بندي تو زندگي يعني چي , روابط اجتماعي يعني چي , آزادي بيان يعني چي , احترام گذاشتن به حقوق و شعور بقيه کدومه سالها طول مي کشه که شايد از حوصله من و شما خارج باشه ... البته لزوما در همه جاي دنيا همه با شعور نيستن ولي يه وقتي هست که اين آدم کم شعور محدوده فعاليتش يه جوريه که به بقيه ضرر نمي زنه ولي يه وقتي پيش مياد – مثل الان – که سرنوشت و زندگي يه سري آدمها تابع اعمال و افکار اون آدم مي شه ...اونوقت ديگه به گه کشيده شدن زندگي يه امر کاملا بديهيه!
تا من اینها رو بنویسم ظاهرا اون کامنتهای مورد اشاره رو پاک کردن :)

--------