« | Main | »

1...2...3....مسابقه شروع ميشه .... بايد بدوي وگرنه عقب ميفتي ...حالا زياد مهم نيست که اين مسابقه براي چيه يا به اونکه اول ميشه چي جايزه ميدن تو فقط بايد بدوي... اين مسابقه قوانين خودشو داره ...هيچ هم معلوم نيست زمانش چقدر طول مي کشه ولي تو بايد فقط بدوي ....
بعضي ها زود از دور مسابقه خارج ميشن , بعضي ها تا آخرش مي مونن... يه سري , اون وسطها , موضوع دويدنو فراموش مي کنن , يه کم وا ميستن , راه ميرن , ميشينن , چه مي دونم دور و برشون رو نگاه ميکنن , خستگي در مي کنن , از منظره لذت مي برن , يا حتي دويدن بقيه رو نگاه مي کنن نکنه حواست پرت اونا بشه... بعضي وقتها يه موانعي سر راه پيش مياد , يه اتفاقي که بايد دويدنو متوقف کني ولي خوب يادت باشه زياد طولش ندي ها , زود زود شروع کن به دويدن که از بقيه عقب نموني ...اينجا مسئله فقط عقب نموندن از بقيه است ... وگرنه چيز ديگه اي مهم نيست ... نکنه يهو به سرت يزنه وايسي يا بخواهي فکر کني , نه اصلا وقت اين حرفها رو نداريم , يادت نره که نبايد از بقيه عقب بيفتي ... يه وقتهاييي که داري ميدويي يهو مي رسي به دوراهي , خوب زياد وقتت رو معطل انتخاب مسير نکن , خيالي نيست هر کدومو انتخاب کردي يه وقت خداي نکرده از بقيه عقب نيفتي ... هر چيزي که اتفاق بيفته نبايد مانع دويدن تو بشه ...اين مهمترين رسالت تو , تو اين مسيره ....مسير زندگي! ... آره فکر کردي زندگي يعني چي ؟ الان , تو اين قرن , زندگي يعني دويدن ... يعني عقب نموندن ..نکنه يه وقت خداي نکرده بقيه يه کاري بکنن و تو نکني ...نکنه يه وقتي يادت بره خودتو با بقيه مقايسه کني ..نکنه يادت بره که هر چي بقيه دارن تو هم باید داشته باشي ...نترس بابا , فکر نکن ممکنه تنها بموني , کلي مشوق , کنار جاده وايسادن تا ببينن تو کي به بقيه مي رسي ... يادت باشه , به هرکي که رسيدي , يکي ديگه جلوتر اون هم هست ... اتفاقهاي خوب و بدي هم که تو مسير برات ميفته نبايد مسيرتو ببندن ...تو همين جور بايد بري ...تا ته خط ...فقط يه مورد هست که اگه بياد مجبوري دويدنو متوقف کني اونم مرگه ...حالا بعضي انقدر دارن جدي ميدون که نمي فهمن کي مردن .... اين دري وري هاي که گفتم همش بعد از دو کلمه حرف حساب ايشون بود که ما عادت داريم همش تو زندگي بدويم که از بقيه عقب نيفتيم ... حالا اينکه زندگي يعني چي ؟ بقيه کي هستن ؟ عقب يعني چي ؟ اصلا مهم نيست .... آخه چرا زندگي ماها انقدر شبيه هم شده ؟ چرا همه يکسان فکر مي کنيم ...چرا آرزوهامون شبيه هم شده ....فکر نکنم که اين شباهت خوب باشه .... شبيه که باشيم , اونوقت مثل گله گوسفندا , ديگه اين گوسفند با اون يکي فرق چنداني نداره ...شايد يه کمي ظاهرشون فرق کنه ولي خوب گوسفندن همشون ديگه ....

--------