« | Main | »

ببينم اين خوبه كه آدم تحت تاثير بقيه باشه يا بده؟ البته ميشه حدس زد كه بده ولي چقدر؟ تازگيها متوجه شدم من اينجوريم...حالا نه كه فقط تحت تاثير يه آدم باشم كلا زود نسبت به همه چي واكنش نشون ميدم ...اينو از روي پست هاي بلاگم هم ميشه فهميد ، يكي در ميون بالا و پايين .... من حالا كلا كارهاي زيادي تو زندگيم نكردم ولي همون ها رو هم فكر مي كنم تحت تاثير بقيه انجام دادم...به جز يه چند مورد انگشت شمار كه از دستم در رفته و خودم تنهايي انجامش دادم!
اينجوري بگم كه مود من به مود آدم هاي اطرافم خيلي بستگي داره ...به قول يوسف من از اونام كه زياد دچار جو گرفتگي مي شم ....
يه مورد ديگه اينكه من تو بعضي چيزا ادعام ميشد... مثلا فكر مي كردم كتاب زياد خوندم يا فرضا مي تونم مسائل رو تجزيه تحليل كنم يا كلا آدم سطحي نيستم (به نسبت همدوره هام) ...منتها خوب هميشه يه افرادي تو زندگي آدم پيدا ميشن كه بهت يادآوري كنن كه «پياده شو با هم بريم ، يا حالا خيلي فكر نكن چيزي حاليته» ... اين در مورد من اتفاق افتاده .... تازگيها با چند نفر آشنا شدم كه مخصوصا در زمينه كتاب و تحليل خيلي جلوشون كم آوردم و ترجيح ميدم زياد در اين مقوله باهاشون حرف نزنم چون خيلي آبروم بدتر ميره (نمي دونين آدم چقدر خجالت ميكشه وقتي يه نفر بهش ميگه فلان تئاتر رو ببين البته اگه به تاريخ ايران در فلان دوره علاقه مندي و من روم نشه بهش بگم علاقه مندم ولي چيزي نمي دونم! ... يا مثلا ازت بپرسن فلان كتاب رو خوندي و تو جز يه لبخند چيز ديگه اي نداشته باشي تحويل بدي! ) ...خلاصه اين هم از ادعاهاي من كه دود شد و رفت هوا!
بعدش هم با توجه به اينكه من خيلي دمدمي مزاجم و انجام دادن خيلي از كارها با يه همراه برام راحت تره و بعضي مواقع هم اون مثل «تا نباشد چوب تر....» در مورد من مصداق پيدا مي كنه مي شه نتيجه گرفت كه من از اون چي كه فكر مي كردم خيلي سطحي ترم .....
بعدترش هم كه شما رو بگو كه مياين اينجا و اين شخصيت شكافي! هاي منو مي خونين ....

--------