« | Main | »

حتما اين کتابهايي که خاطرات اونهايي است که مردن و زنده شدن رو خوندين ...مثل "غرق در نور بتي جي.اي" يا " ديدار با نور ديان موريسي" ...البته اين يه چيزيه که به اعتقادات آدم بستگي داره...يکي قبول داره يکي نداره با بحث و استدلال هم نمي شه بهش رسيد ..اينم جزو همون چيزهايي است که بايد حسش کرد..در هر حال من به اين چيزا اعتقاد دارم و هر از گاهي اين کتابها رو مي خونم...خيلي جالبه ..يه چيزهايي گفته که اگه آدم از اون ديد به مسائل نگاه کنه همه چي خيلي هيجان انگيز تر مي شه... يکي از اين خانمها بعد از يه عمل جراحي که خونريزي زياد داشته ميميره..البته يه بار هم تو بچه گي اين اتفاق واسش افتاده بود ...تجربه اين سفرشو مي گه ....ظاهرا تمام آدمهايي که اين تجربه رو داشتن تجربشون کمابيش يکي بوده ..اينکه جسم خودتو از بالا ببيني و بعد وارد يه تونل تاريک بشي که آخرش به نور مي رسه ...يا اينکه تمام زندگي گذشتت مثل يه فيلم از جلوت رد مي شه ...احساسا س خوشحالي و عشق زياد و اينکه ديگه دلشون نمي خواد برگردن .... اين خانمه کلي از سولاتي که تو ذهنش بوده جوابشو گرفته ...مثلا در مورد اينکه چرا اين همه مذهب وجود داره و خدا يه مذهب رو واسه همه قرار نداده جواب گرفته " هر کدوم از انسانها تو يه مرحله از تحول و استنباط روحي قرار دارن و يه آمادگي براي دانش معنوي ..در نتيجه هر کدوم از اين مذاهب به درد يکي مي خوره ..هر مذهب نياز معنوي رو برآورده مي کنه که ممکنه مذاهب ديگه نتونن ..وقتي سطح ادراک شخص درباره خودش و خدا بالا بره ممکنه مذهبش ديگه جوابگو نباشه و بره دنبال يه مذهب ديگه...." يا اينکه چرا ما (روحها) به زمين اومديم جواب گرفته " آمدن به زمين باعث رشد روحي ما ميشه.. يه رابطه بين عالم معنا و عالم فنا وجود داره..خيلي از اختراعات و افکار خلاق در نتيجه الهامات نامرئيه ...ما قبل از اومدن به اين دنيا ماموريت خود تو رندگي رو انتخاب مي کنيم ..ماهمه داوطلبانه اومديم و ارواح شجاعي بوديم ..در اينجا امکانش رو داريم که به نفع خودمون عمل کنيم و اعمالمون رو اصلاح کنيم يا يه مسير جديد رو انتخاب کنيم و قرار اين است که تا از خدا نخواسته ايم در زندگي ما دخالت نکند......عشق از همه چيز والاتر است ...ما اينجا اومديم که به هم کمک کنيم و اهميت دهيم و همو درک کنيم .
مرگ ما هم اغلب طوري هست که به رشدمون کمک کنه..مثلا کسي که سرطان ميگيره مرگ دردناک و طولاني براش در نظر گرفته ميشه که فرصتهايي براي رشد در اختيارش قرار ميده ..در زمان مرگ ما مي تونيم تا زمان دفن جسد رو زمين بمونيم يا تا جايي که رشد روحيمون اجازه مي ده بالا بريم... هر چي روح رو بيشتر بشناسيم بعد از مرگ پيشرفت سريعتري داريم ..اونهاي که منکر خدا هستند يا خيلي به نفسشون وابستن گرفتار زمين مي شن..اونقدر رو زمين مي مونن تا نيروي عظيم رو بشناسن و دست از زمين بکشن...بعضي از روحها نخواستن بيان زمين و نقش فرشته نگاهبانو بازي مي کنن... ..مثلا يه روحي رو ديده که کلي تلاش ميکرده يه زن و مرد روي زمين رو به هم نزديک کنه.اون قرار بوده به عنوان بچه اوها به زمين بياد پس کلي تلاش مي کرده که اين رابطه برقرار بشه ...يا يه روح ديگه که قرار بوده بعنوان يه بچه معلول به دنيا بياد و باعث رشد خودش و خانواده اش بشه (که روحهاي پدر و مادر و بچه تو اون دنيا با هم برنامه اين کار رو ريخته بودن) ...يا اينکه بعضي از روحها به زمين ميومدن (تو يه قالبي) که به دوستانشون که ماموريت روي زمينشون رو فراموش کرده بودن کمک کنن تا مسيرشون رو پيدا کنن ...و اينکه تمام کارهايي که انجام ميديم يه چرخه رو طي مي کنه و دوباره به سمت خودمون بر مي گرده."
تو يه کتاب ديگه خانومه بعلت برق گرفتگي ميميره ...اون به مفصلي اين يکي توضيح نداده ولي به جاش در مورد اينکه چه جوري ميشه به جز مردن موقتي از جسم خارج شد توضيح داده...از اين کتابهاي پرواز روح در 30 روز و ....زياده ولي خيلي سنگين و پر از تمرينه ...ولي اين کتاب خيلي ساده همه چي رو گفته ...اون حالتهايي که تو خواب واسه همون پيش مياد مثل احساس سقوط از بلندي يا اينکه فکر مي کني بيدار شدي ولي نمي توني تکون بخوري يا چيزهاي ديگه تو اين مايه .... اگه يه کاري کنيم که اين حالتها آگاهانه پيش بياد اونوقت مي تونيم راحت پرواز کنيم ...خيلي کار سختي نيست ...البته بايد سطخ انرژي آدم بالا باشه ...دفعه اولي که کتاب رو خوندم خواستم يه امتحان بکنم ....تا دوشب از ترس خوابم نبرد ! بعد بيخيال شدم تا چند وقت بعد که يهو اتفاق افتاد البته خيلي کوچيک و جزئي بود ولي ترسم ريخت ..يه احساس خوبي بود ... زياد دنبالش نرفتم آخه فکر مي کنم که انرزي روحيم زياد نيست بنابراين بيشتر اذيت مي شم تا لذت ببرم...يکي دوبار ديگه هم ناخودآگاه اتفاق افتاد ....حالا تا ببينيم چي مي شه ...اگه کسي از اين تجربيات داره يه راهنمايي به من بکنه واسه بالا بردن سطح انرژي چيکار مي شه کرد.

--------