« | Main | »

نمي دونم چرا تازگيها مردم اينقدر باحال شدن! شايد براتون پيش اومده باشه .... بالاخره دور و بر هر کس کلي ادم هاي مختلف هستن با سطح روابط مختلف ...فرض کنين يکي از اين ادمهايي که حالا يا دوسته معموليه يا همکاره يا همکلاسه يا.... که باهاش از نظر حسي هيچ رابطه اي ندارين ولي ممکنه اون داشته باشه يعني يه رابطه يه طرفه ...اونوقت اينش جالبه که شما هر کاري که بکنين و نکنين هر چي بگين يا هر حالي که داشته باشين اون به نفع يا ضرر خودش تحليل مي کنه .... اينش به کنار شما بايد جواب هم پس بدين!!!
يکي نيست بگه بابا آقا جون / خانم جون , من يه بخشي از ساعات روز رو با شمام ولي دنياي من تو اين چند ساعت خلاصه نمي شه ..منم يه زندگي دارم با کلي اتفاقات و آدمهاي ديگه و کاراهاي ديگه که شما ممکنه هيچي ازشون ندونين..چرا فکر مي کنين تمام کارها و حرفهاي من مربوط به شماست... والله يه کاري مي کنن که آدم حتي سلام عليک درست و حسابي هم نمي تونه بکنه و مجبور مي شه هميشه خودشو بي تفاوت نشون بده که يه وقتي امر به ايشون مشتبه نشه!
يه جورايي خودخواه شدن ...اصلا انگار تو مخيلشون نمي گنجه که مردم خيلي چيزها تو زندگيشون هست که شايد نخون همه بدونن ...شايد نخوان همه چی رو برای همه توضيح بدن ..زور که نيست شايد حال و روزشون هم به اون قسمتهاي زندگيشون مربوط باشه ولي اينا مي خوان به زور همه چي رو به خودشون ربط بدن و بعدش هم سوال و جواب که چرا اين کارو نکردي؟ چرا اون طوري جواب دادي؟ چرا ا من گفتن فلان تو گفتي فلان و.... انگار مغزاشون بيماره ....يا درحقيقت دچار خود محور بيني شدن!

--------