« | Main | »

رفته بودم شمال نامزدی ....جای شما خالی هم نامزدی خيلی خوش گذشت هم شمال ...به کلی مودم عوض شده و اصلا هم حوصله کارهای هر روزه ام رو ندارم! فعلا به جای راه رفتن می رقصم و از بس که سوختم نمی تونم درست و حسابی بخوابم يا بشينم ولی خيلی خيلی شنگولم .... جدا خيلی خوبه آدم يه چند روزی از همه اون چيزهای که هر روز باهاشون سر و کله می زنه دور بشه و کيف کنه...
فعلا فقط مشکل يکی کمبود خواب اين چند روزه است و يکی هم اين گرمای لعنتی مخصوصا وقتی تو شرکت هستم ..اتاق ما هيچ چی نداره که هوا رو خنک کنه ...يه دريچه کولر مسخره هست که از توش هيچ بادی نمياد با يه پنکه فسقلی که اگه بهش بچسبی احساس می کنی هوا جا بجا می شه .... يه هوای دم کرده وحشتناک تا حدی که امروز گرما زده! شدم و حالم بهم خورد .....
خلاصه ايشاالله هوا خنک بشه و بازم ما رو دعوت کنن نامزدی!!!!

--------