« | Main | »

تئاتر خواهش ميکنم که در موردش صحبت کردم و تو فرهنگسراي شفق اجرا ميشه . اونجا يه سالن نمايش داره که يه آقايي رو گذاشتن مسئول سالن , سواد مواد هم نداره و چون کسي هم کاري بهش نداره يه جورايي فکر کرده که خيلي آدم مهمه . پدر اين بچه هاي تئاتر رو درآورده , ميگه يا بايد حرف منو گوش کنيم يا اينکه نميذارم اجرا کنين! به همه چي هم کارداره . از لباس بازيگرا گرفته تا نور پردازي و...
به بازيگر زن ميگه بايد مانتو تنت کني , روسريتو اينطوري سرت کني ...هر چي هم بهش ميگن بابا وزارت ارشاد با همين لباسها به ما اجازه داده ميگه به من چه . نورپردازي رو هم واسه خودش تنظيم ميکنه و همه زحمات بچه ها رو به هدر ميده . شاهکارش اينه که ميگه موقع اجرا بايد چراغهاي سالن همه روشن باشه . ميگه اگر خاموش کنين اينجا ظلمات ميشه و هيچي معلوم نيست ! حالا هر چي بهش بگن که عمو تو سينما هم چراغها رو خاموش ميکنن ياسين تو گوش خر است!
موزيک متن نمايش رو ميگه صداشو بايد کم کنين و جالب اينجاس که تو اجراي قبلي واسه خودش رفته بود بلندگوهاي سالن رو خاموش کرده بود بعدش هم يادش رفته بود . حالا مجسم کنين نمايش شروع شده ولي هيچ صدايي نمياد .
خلاصه فکر ميکنم مشکل ما اينه که اينجا ادمها بر حسب شعورشون موقعيت شعلي ندارن , اين آقا فوقش بايد بره دامداري بيشتر از اين ازش بر نمياد ...

--------