« | Main | »

در مورد نوشته قبلی من آقا سهراب يه مطلب نوشتن ...واسه توضيح بيشتر ! حرفهاي شما همه درست ولي مهم نيست کشورها جهان اولن يا سوم ! تو همشون اين مشکل هست و مردم وحشي شدن وگرنه چه دليلي داره که يه بچه مدرسه اي تو آلمان بره و تمام معلمهاشو بکشه , يا مثلا بچه هاي يه مهد کودک رو گروگان بگيرن و بکشن! يا هزار تا مثال ديگه .
اين خيلي مهم نيست که کجا زندگي مي کنيم, مذهبون چيه , حکومتمون کدومه ...مسئله اينجاس که تو همه دنيا همين اتفاق داره ميفته .. خوب طبعا چون من تو ايران زندگي مي کنم از محيط اطرافم تاثير ميگيرم ولي اين معنيش اين نيست که فقط تو ايران از اين مشکلها هست ....قبول دارم که عکس العمل ادمها با توجه به شرايطشون هست ولي يادمون نره اين شرايط رو هم خود ادمها درست کردن .
بعدش من فکر مي کنم گير قضيه اينه که مردم نمي دونن چي ميخوان . فقط دارن با عجله مي دون که از بقيه عقب نباشن! وگرنه فکر کردن و برنامه ريزي و درک فلسفه زندگي کيلويي چند؟ حالا فکر نکنين که من اين مشکلو ندارم ها . چرا من کلا آدم راضي نيستم , به محيط اطرافم زيادي حساسيت دارم و زياد هم غر مي زنم ولي يه روزهايي به خودم مي گم فايده اش چيه ..اينکه من ناراحت باشم , عصباني باشم يا هر چي رو زندگي بقيه تاثيري نمي ذاره به بهتر شدن اوضاع هم کمک نمي کنه تنها حسنش اينه که زندگي خودم زهر مار مي شه! يعني دارم همه چي رو حروم مي کنم که شايد يه روز از زندگي لذت ببرم . فکر مي کنم هنر اين نيست که همه چي زندگي آدم خوب باشه که ازش لذت ببره هنر اينه که با همين وضع موجود لذت ببري ....بقيه هم همينطور ..مشکلشون اينه که مي خوان تو کمنرين زمان و با کمترين انرژي به خواستشون برسن .مسلما واسشون کشتن يه نفر ديگه خيلي راحت تر از 8 ساعت کارکردن در روزه! هنوز نفهميدن که خوشبختي "چيز" نيست که بهش برسي اون حسي است که داري ..خوب وقتي هم که تمام حست دشمني با بقيه اس يا اينکه چه جوري ازشون نفع ببري جايي واسه احساس خوشبختي نمي مونه.. مثل اينکه خيلي روده درازي کردم ...من تو اين جور بحثها زيادي حرف مي زنم و شعار مي دم .... ولی فکر می کنم به جای اينکه همه چی رو بندازيم تقصير شرايط و اوضاع قبول کنيم که اطن شرايط بوجود اومده کار خودمونه! يه کم با خودمون رو راست تر باشيم .

--------