« | Main | »

من کلا روزنامه و مجله و اين چيزا زياد می خونم. صفحه حوادث هم معمولا مورد علاقه مه ...توی اين ماجراها هميشه وقتی مجرم رو می گيرن می نويسه که مثلا طرف اعتراف نکرد ولی با بازجويی فنی که برادران پليس ! انجام دادند موفق شدند اعتراف بگيرن و اين حرفها . من هم همش فکر می کردم مثل اين فيلمهای پليسی که نشون ميده پليس ها انقدر تيزن که مچ طرف رو می گيرن و خلاصه يه جوری بهش کلک می زنن تا اينکه 5-6 ماه پيش يه اتفاقی واسم افتاد که سر و کارم افتاد به کلانتری و اماکن ( حالا اگه حسش بود يه روزی تعريف می کنم , همين مورد آلودگی صوتی! بود) خلاصه يه روز که رفته بودم اونجا مدارکمو بگيرم , دو تا دختر تو بازداشت بودند ( بعدا که پرسيدم ظاهرا يکيشون از خونه فرار کرده بود با يه پسره زندگی می کرد حالا هم بچه دار شده بود البته نمی دونم چرا گرفته بودنش در هر حال اونچه معلوم بود اين بودش که دختره آدرس پسره رو داده بود که برن بيارنش ) خلاصه پسره اومد با بازجو که رفته بود دنبالش ...يارو ازش پرسيد که فلانی رو می شناسی پسره گفت نه ...من نمی دونم اين کيه , چي ميگه ( دختره تو سلول بود صداي پسره رو مي شنيد ولي خودشو نمي ديد من جفتشون رو ميديدم ) تو همين حيص و بيس (ديکته اش اينجوريه؟) يارو يه جفت کشيده خوابوند تو گوش پسره , پسره که هيچي برق از سه فاز من هم پريد ..بعدش هم چند تا ديگه چک خورد (يه نفر ديگه هم اومد کمک) بعد پسره گفت وايسين من توضيح ميدم اگه مي شه بريم تو اتاق ...خلاصه اينجا بود که من فهميدم بازجويي فني يعني چي! البته نفهميدم آخرش چي شد تا اونجا که گوشم شنيد ظاهرا بحث يه افغاني و مواد و اين چيزا هم بود ... از اون به بعد فهميدم وقتي مي گن بازجويي فني يعني متناسب با جرم مي زنن تا طرف حرف بزنه!
--------