๑
ششم
پنجره ها را باز کرده ام. هوای ملایم می پیچد توی خانه. ملافه و روتختی و هر چه به نظر کثیف می آمد را ریخته ام توی ماشین. دستهایم را بو می کنم. بوی تمیزی و پاکی می دهد. مثل من. مثل تو. خانه تمیز است. برق می زند. بوی عود می آید. زیر لب موسیقی را زمزمه می کنم. می خواهم آشپزی کنم. با عشق. که رنگها را با هم قاطی کنم. هم بزنم. کم و زیاد کنم. همانطور که دوست داری. که بگویی به به و آب دهانت راه بیفتد. همه چیز اماده است. من،زمین،آسمان و خانه. آماده و منتظر که از راه برسی .
