یکی بهم گفت سایت بی 30 ام را هم یک نگاهی بیندازم. ایرانی ها فیلمهای کوتاه تویش می گذارند. گفت شاید جالب باشد ببینی چه جور فیلمهایی گذاشته اند. فیلمها را می شود توی سه دسته جا داد. دسته اول و آخر که معلوم است دیگر. فیلمهای مثلا ص ک ص ی. چندتایشان را نگاه می کنم. فیلمهای کوتاه هستند. بعضی ها انگار نمی دانند ازشان فیلم می گیرند. آدم غمگین می شود. یک جور بدبختی و فلاکت توی فیلمها موج می زند. زنک نشسته اول دارد پولهایش را می شمرد بعد همه با هم عکس یادگاری می گیرند. آن یکی در حال تلاش و تقلا دارد با طرف چانه می زند که من فلان قدر می گیرم. بعضی هایشان لهجه دارند. آنقدر که گاهی نمی فهمم چه می گویند. احتمالا مال یک جای دور هستند. یک شهر کوچک یا حتی ده.
دسته دوم را نگاه نمی کنم. یعنی دلش را ندارم. صحنه اعدام دو نفر. صحنه سر بریدن یک نفر. صحنه پیدا کردن یک جنازه که سر و یک دستش را بریده اند و الی ماشاله. نمی دانم دیدن این چیزها چقدر قشنگی و هیجان دارد. فیلمهای دسته اول را می شود توجیه کرد اما دسته دوم؟ آخر چه لذتی می شود برد وقتی یکی را توی فیلم جلو چشمهایت سر می برند و چاقو کند می شود؟ (این را یکی که دیده بود برایم تعریف کرد)
دسته سوم هم دنیای شاد ایرانی هاست. رقص پسرها در کلاس مدرسه ؛ رقص دخترها در کلاس مدرسه ، همان الکی خوش های آشنا که هفته ها با هم تمرین کرده اند که جلوی دوربین با تصویر محو و تار یک رقصی بکنند و جهانی شوند. خنده ام می گیرد از این همه اسلامی سازی که این سالها کردند و نتیجه اش را می شود راحت توی سه دسته جا داد.
در کل دردناک است که رد پای آدمهای معمولی را توی این فیلمها می بینم. غم انگیز است
