اینجا شهر مورچه هاست. از کله سحر پیدایشان می شود و تا بوق سگ هم هستند. همینطور دنبال هم راه میفتند. شاید هم با هم آشنا نباشند اما مسیرشان یکی است. از توی کوچه ها رد می شوند. می پیچند توی خیابان . گاهی حتی توی پارک ، روی نیمکت هم می نشینند که خستگی شان در برود یا گپی بزنند.
البته کسی غذا جمع نمی کند. کلا زیاد اهل خوردن نیستند. فکر می کنم بیشتر هوا جمع می کنند. یعنی تند تند نفس می کشند یا نفس های عمیق می کشند. آفتاب می گیرند. روی سبزی ها ولو می شوند. همه را جمع می کنند برای زمستان لابد. که فقط برف است و باد سرد!
مورچه های پیاده سه دسته اند. یا حامله اند ، یا دارند کالسکه هل می دهند و یا دنبال سگشان می دوند. جزو این سه دسته که نباشی انگار اصلا مورچه نیستی.