اعصاب ندارم به خدا
آقا من هی میام یک کمی غر بزنم واسه اطرافیان! که کارم ال و بل و دلم شور می زنه که هنوز درست نشده و فلان و بیسار و حرص هم می خورم بعد همچین حالمو می گیرن که تو هم چیه خودتو لوس می کنی مشکل مشکل! بعد هم انقدر از مشکلات بقیه حرف می زنن که آدم شرمنده خودش و مثلا مشکلش می شه! خلاصه که تصمیم گرفتم دیگه نه حرفشو بزنم نه فکرشو بکنم , هر چی پیش اومد, اومد دیگه!
فلسفه وجودی وبلاگم رفته زیر سوال ! پریروزا کانترمو داشتم چک می کردم .یک آدرس جدید دیدم توش که آشنا نبود. باز کردم دیدم یک وبلاگه با پست " کسب درآمد از اینترنت در ایران " .خودتون که تو باغ این چیزا هستین.
حالا کلا به 5 تا وبلاگ لینک داده یکی اش هم من. به جز این لینک ها البته لینک های جالب دیگه هم هست. یک سری عکس گذاشتن با این مضمون ها که مثلا " بین پاهای خانوم رو دید بزن " یا " دختر جون شلوارتو بکش بالا " , بعد زیر عکسها بخش زنگ تفریح هم داره با لینک هایی از قبیل " عکس دو دختر کاملا بی حجاب در یکی از خیابانهای اصفهان " (چه می کنن این همشهری ها !) " فوتبال به سبک دخترانه " , " عکسهای صکصی سپیده دختر ایرانی " , " این سایت را به صفحه علاقه مندی های خود اضافه کنید " , " عکسهای سه دختر هم ج ن س باز " , " آخوند نماینده مجلس در حال بازی با موبایل " , " عکسهای عروسی لیلا فروهر " , " جوانان با خواستگاری دختر از پسر موافقند " , دوباره " این سایت را به صفحه علاقه مندی های خود اضافه کنید " , " صکص گروهی با یک دختر خجالتی" ...از شما چه پنهان واقعا لذت بردم از این همه حسن سلیقه. فقط اینکه وبلاگ من اون وسط کم بود که به حمداله اون هم اضافه شده.
حالا تا اینجا به اندازه کافی دیونه شده بودم بعد دارم وبلاگ می خونم می بینم یارو نوشته خطر حمله به ایران جدیه و باید یک کاری کرد و این جور چیزا. نظرخواهی رو باز می کنی می بینی شصت نفر نظر گذاشتن همش یا فحش خواهر مادره یا پیچیدن به پر و پای طرف که تو ال و بل حالا یک چند تا هم اون وسط خوشحالی ! کردن که این ملت حقشونه هر چی سرشون بیاد و بذار آمریکا حمله کنه و چی و چی. ای سگ برینه به قبر پدرتون. هیچ قدمی که بر نمی دارین اقلا اون گاله رو ببندین خفه بشین دیگه. همچین راجع به حمله آمریکا حرف می زنن انگار قراره خاله شون با بچه ها بیان نهار خونشون مهمونی. این هم می گه من می رم تو اتاق در رو هم می بندم یا با دوستام می رم بیرون. حرص می دن آدمو ها. حال به هم زنین به خدا.
یک کمی قر و قاطی شد نوشته هام. حسابی کلافه ام. انگار قرار ما ها همیشه ذهنمون مشغول هزار تا چیز باشه. خدا رو صدهزار مرتبه شکر که مشکلاتمون در سطوح مختلف پخش شده. از مشکل ریز بگیر , از اینکه چرا ازدواج نکردی یا کردی طلاق گرفتی یا بچه چرا نداری یا با دوست پسرت می خوای چکار کنی , بعد برو جلو که چرا داری درس می خونی یا چرا کار می کنی تا چرا می خوای بمونی یا چرا می خوای برگردی یا چرا رفتی رای دادی یا ندادی یا چرا فلان چیزو نوشتی تو وبلاگت یا چرا ننوشتی , بعد اینکه چرا هوای تهران آلوده است یا چرا وضعیت بودجه اینطوریه یا چرا این مردک در دهنشو نمی بنده یا چرا همه چیز انقدر گرون شده , چرا حقوق آدمها لگد مال می شه , چرا زندان میرن , چرا کتاب چاپ نمی شه , چرا روزنامه نیست , چرا انقدر ریخت و پاش می شه , چرا محرم شده کارناوال , چرا آمریکا داره به ما حمله می کنه ....سرمون گرمه دیگه. خدا رو شکر