๑
کاغذی بر می دارم
بالایش
برسد به دست مریم
امضا می کنم
یک غریبه
یک ناشناس
که درونت زندگی می کند
می رود توی صندوق پست
پاکت رسیده را باز می کنم
بالایش
برسد به دست یک غریبه
یک ناشناس
که درونت زندگی می کند
"لعنتی
خزیده ای زیر پوست آدمها
که چه شود؟
از بهشت به درشان کنی؟
لعنتی , لعنت , لعن .... "
امضا شده
مریم
